Lesen› Buch 4› Die Geschichte des Sufis, der in einem Rosengarten mit gesenktem Kopf meditierte; seine Gefährten sagten zu ihm: 'Heb den Kopf, erfreue dich am Rosengarten und den duftenden Kräutern und Vögeln und den Zeichen der Barmherzigkeit Gottes des Allmächtigen'› Vers 1368
M4:1368 — چونک خواب غفلت آیدشان به سر / راست بینند و چه سودست آن نظر
M4:1368
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت میگوید زمانی که عمر به پایان میرسد و انسان از غفلت بیدار میشود، حقیقت را درمییابد، اما این بیداری دیرهنگام و پس از مرگ، دیگر فایدهای ندارد.
مولانا در این بخش از داستان، دنیای مادی را به بازتابی از باغ حقیقی معنوی در دل عارفان تشبیه میکند. او مردمی را که سرگرم این دنیای ظاهری هستند، «مغروران» یا فریبخوردگان مینامد که به دنبال «عکس» میدوند و از «اصل» گریزانند. این سرگشتگی و دلخوشی به ظواهر، مانند یک «خواب غفلت» است.
این بیت لحظهی بیداری از این خواب را توصیف میکند که همان لحظهی مرگ است. در آن هنگام، پردهها کنار میرود و انسان حقیقت را آنگونه که هست («راست») میبیند. او متوجه میشود که تمام عمر خود را صرف یک خیال و بازتاب کرده است. اما این «نظر» و بینش جدید، گرچه حقیقی است، دیگر سودی ندارد، زیرا فرصت عمل و بازگشت از دست رفته است. این بیداری، بیداری حسرتباری است که در گورستانها طنین میاندازد، همانطور که در بیت بعدی میگوید: «بس به گورستان غریو افتاد و آه».
- خواب غفلت
- بیخبری و سرگرم بودن به امور دنیوی و فراموش کردن حقیقت
- آیدشان به سر
- به پایان میرسد، تمام میشود
- راست بینند
- حقیقت را آنگونه که هست میبینند، درست میبینند
- چه سودست
- چه فایدهای دارد؟
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.