Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1367
M5:1367 — تا بداند کآن خیال ناریه / در طریقت نیست الّا عاریه
M5:1367
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت میگوید که با کمک خداوند، سالک درمییابد که جاذبههای آتشین و نفسانی (مانند شهوت) در راه معنویت، اصالت و دوامی ندارند و همچون کالایی عاریهای، گذرا و غیرواقعی هستند.
این بیت در ادامهی توضیح مولانا دربارهی قدرت فریبندهی شهوت آمده است. در بیتهای قبل، او شهوت را به آتشی تشبیه میکند که خود را در لباس نور (نور) جا میزند و زشتیها را زیبا جلوه میدهد، تا جایی که یک خر در چشم فرد شهوتزده، همچون یوسف زیبا به نظر میرسد.
مولانا میگوید تنها لطف خداوند یا جذبهای الهی میتواند انسان را از این توهم نجات دهد و «ورق را برگرداند». نتیجهی این نجات الهی، در این بیت بیان میشود: فرد نجاتیافته سرانجام میفهمد که آن «خیال ناریه» (خیال آتشین) که همان کششهای نفسانی و شهوانی است، در «طریقت» یا همان مسیر رشد معنوی، یک امر اصیل و ماندگار نیست، بلکه «عاریه» است. یعنی همچون چیزی است که موقتاً به کسی سپرده شده و باید پس داده شود؛ یک واقعیت دروغین و زودگذر است.
بنابراین، این بیت بر تقابل میان حقیقت پایدار معنوی و فریبندگی موقت امیال نفسانی تأکید میکند. راه رهایی از این فریب، شناختن ماهیت عاریهای و غیرواقعی آن است، شناختی که تنها با یاری حق ممکن میشود.
- ناریه
- آتشین، منسوب به نار (آتش)، جهنمی
- طریقت
- راه و روش سلوک معنوی و عرفانی، مسیر رسیدن به حقیقت
- عاریه
- چیزی که به طور موقت به کسی سپرده شده و ماندگار نیست، امانتی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.