Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1376
M5:1376 — بار سنگی بر خری که میجهد / زود بر نه پیش از آن کو بر نهد
M5:1376
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
نیروی سرکش شهوت را باید بیدرنگ با ابزاری مشروع و سنگین مانند ازدواج مهار کرد، پیش از آنکه این نیرو عنان از کف تو برباید و نابودت کند.
این بیت در ادامهٔ بحث مولانا دربارهٔ خطرات شهوت (شَرَه) و لزوم مدیریت آن آمده است. مولانا نفسِ سرکش و شهوتِ مهارنشده را به الاغی تشبیه میکند که در حال جفتکپرانی و طغیان است. این نیرو، اگر آزاد گذاشته شود، ویرانگر است.
«بار سنگین» در اینجا استعارهای است از راههای مشروع و مؤثری که دین برای کنترل این غریزه پیش پای انسان گذاشته است، که مهمترین آنها در ابیات قبلی «ازدواج» (نکاح) و «روزه گرفتن یا کمخوری» ذکر شده است. اینها تعهدات و مسئولیتهایی هستند که همچون باری سنگین، انرژی طغیانگر نفس را مهار کرده و آن را در مسیری سازنده هدایت میکنند.
مصرع دوم بر ضرورت اقدام فوری تأکید میکند: «زود بر نه پیش از آن کو بر نهد». یعنی اگر تو برای مهار نفس خود پیشدستی نکنی، این نفس بر تو غلبه خواهد کرد و تو را به ورطهٔ هلاکت خواهد کشاند. این هشدار دقیقا مقدمهای است برای سرنوشت شوم خاتون در داستان که چون شهوت خود را مدیریت نکرد، این نیروی حیوانی بر او چیره شد و او را به شکلی فجیع از پای درآورد.
- میجهد
- جفتک میاندازد، میپرد، از حالت عادی خارج شده و طغیان میکند.
- بر نه
- بر او بگذار، قرار بده.
- کو
- مخفف «که او».
- بر نهد
- بر تو بجهد، بر تو غلبه کند، تو را به زیر بکشد.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.