Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1395
M5:1395 — کافران را بیم کرد ایزد ز نار / کافران گفتند نار اولی ز عار
M5:1395
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت به یک باور رایج اشاره میکند که برخی افراد تحمل آتش جهنم را آسانتر از تحمل ننگ و رسوایی میدانند، اما مولانا بلافاصله این تصور را به چالش میکشد.
این بیت در میانهٔ داستان کنیزک و خاتون و خر قرار دارد که در آن، خاتون به خاطر پیروی بیلجام از شهوت نفسانی خود به مرگی فجیع و رسواکننده دچار میشود. مولانا این مرگ را نماد «عذاب رسوایی» (عذاب الخزی) میداند که از آتش جهنم نیز بدتر است.
در این بیت، مولانا به یک تصور رایج در میان کافران و منکران اشاره میکند: آنها از آتش جهنم ترسانده میشوند، اما پاسخ میدهند که تحمل آتش برایشان آسانتر از تحمل ننگ و عار است. این گفته در ظاهر شجاعانه و حاکی از غیرت به نظر میرسد، اما مولانا در بیت بعدی بلافاصله این دیدگاه را رد میکند. او توضیح میدهد که آتش جهنم، خود سرچشمه و اصل همهٔ رسواییهاست و این دو از هم جدا نیستند. همانطور که آتش شهوت، آن زن را به هلاکت و رسوایی کشاند، آتش دوزخ نیز عذابی است که ننگ و خواری را در ذات خود دارد.
بنابراین، این بیت یک مقدمه برای رد یک باور غلط است. مولانا نشان میدهد که گناهکاران و پیروان نفس، درک درستی از ماهیت عذاب الهی ندارند. آنها گمان میکنند میتوانند بین آتش و عار یکی را انتخاب کنند، در حالی که پیروی از نفس (که نماد آن خر است) و سرپیچی از حق، هر دو را با هم به ارمغان میآورد: هم سوز آتش و هم ننگ ابدی.
- ایزد
- خداوند، پروردگار
- نار
- آتش، در اینجا منظور آتش دوزخ است.
- اولی
- بهتر، برتر، شایستهتر
- عار
- ننگ، شرم، رسوایی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.