Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1402
M5:1402 — آن کنیزک میشد و میگفت آه / کردی ای خاتون تو استا را به راه
M5:1402
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
کنیزک در حال بازگشت، با دیدن جسد خاتون، با حسرت میگوید که خاتون با فرستادن او به سفری دور، در واقع استاد و راهنمای خود را که راز کار را میدانست، از خود دور کرد و به همین دلیل هلاک شد.
این بیت، آغاز نوحه و مرثیهی کنیزک بر سر جنازهی خاتون است. او که از سفر بازگشته و با فاجعه روبرو شده، علت اصلی مرگ خاتون را تشخیص میدهد: جهل و غرور. خاتون، کنیزک را که در این کارِ بهخصوص «استاد» و صاحب علم بود، با بهانهای دور کرد تا خود به تنهایی و بدون راهنما، آن تجربه را تکرار کند. اما او فقط ظاهر کار را دیده بود و از «دقیقه» یا نکتهی کلیدی آن (یعنی کدو) بیخبر بود.
مولانا از زبان کنیزک، یک اصل مهم عرفانی و عملی را بیان میکند: هر کاری، بهویژه در مسیرهای ناشناخته و خطرناک (چه دنیوی و چه معنوی)، نیازمند استاد و راهنماست. عمل کردن بدون علم کامل و تنها بر اساس تقلیدی ناقص، به هلاکت میانجامد. خاتون نماد نفسی است که با غرور، خود را از راهنمایی عقل یا پیر بینیاز میبیند، شهوترانانه به کاری دست میزند که از عواقب آن آگاه نیست و در نهایت، خود را قربانی جهل خویش میکند. عبارت «استا را به راه کردن» کنایهای است از نادیده گرفتن دانش و تجربه و اکتفا به فهم سطحی و ناقص خود.
- استا
- استاد، ماهر، کسی که در کاری خبره است.
- به راه کردن
- روانه کردن، فرستادن، از خود دور کردن.
- خاتون
- بانوی بزرگ، خانم خانه.
- کنیزک
- دختر یا زن خدمتکار، کنیز جوان.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.