Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1406
M5:1406 — دانه کمتر خور مکن چندین رفو / چون کلوا خواندی بخوان لا تسرفوا
M5:1406
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
در بهره بردن از لذتها میانهرو باش و فقط به بخشی از دستور که به نفعت است توجه نکن، بلکه کل آن را در نظر بگیر تا از عواقب ویرانگر زیادهروی در امان بمانی.
این بیت در ادامهی داستان کنیزک و خاتون است و به شکل مستقیم به مفهوم «حرص» و «دانش ناقص» میپردازد. مولانا با استفاده از استعارهی «دانه» که هم به طعمهی درون دام اشاره دارد و هم به لذتهای دنیوی، به خواننده هشدار میدهد که زیادهروی در کامجویی، او را گرفتار میکند. «رفو کردن» در اینجا به معنای تلاشهای بیهوده برای جبران خسارتهای ناشی از طمع است؛ وقتی آسیب اصلی وارد شد، دیگر وصلهپینه کردن فایدهای ندارد.
بخش دوم بیت، این پند اخلاقی را با ارجاعی هوشمندانه به قرآن کریم تقویت میکند. آیه «...كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا...» (اعراف، ۳۱) که میگوید «بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید»، به زیبایی مثال خاتون را روشن میکند. خاتون فقط بخش اول آیه، یعنی «کلوا» (بخورید) را دید و به آن عمل کرد – یعنی فقط به لذت و کامجویی توجه کرد. اما بخش دوم و شرط اصلی، یعنی «لا تسرفوا» (اسراف نکنید) را نادیده گرفت. او اصل احتیاط و محدودیت (کدو) را ندید و هلاک شد. این بیت در واقع چکیدهی کل داستان است: نگاه ناقص به معرفت و حقیقت، و عمل کردن بر اساس آن، به نابودی میانجامد. انسان باید هم جواز بهرهمندی را ببیند و هم حد و مرز آن را بشناسد.
- رفو
- وصله کردن، ترمیم کردن پارگی. در اینجا کنایه از تلاش برای جبران خسارت است.
- کلوا
- به زبان عربی یعنی «بخورید». اشاره به بخشی از آیه ۳۱ سوره اعراف در قرآن است.
- لا تسرفوا
- به زبان عربی یعنی «اسراف نکنید». بخش دوم و محدودکننده همان آیه قرآنی است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.