Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Sklavin, die mit dem Esel der Herrin ihre Lust befriedigte und ihn wie eine Ziege oder einen Bären menschliche Lust gelehrt hatte, und einen Kürbis in den Penis des Esels steckte, damit er das Maß nicht überschreite. Die Herrin erfuhr davon, sah aber die Feinheit des Kürbisses nicht. Sie schickte die Sklavin unter einem Vorwand auf einen weiten Weg und kam mit dem Esel ohne Kürbis zusammen und starb in Schande. Die Sklavin kam spätabends zurück und klagte: „O mein Leben und o mein Augenlicht, du sahst den Penis, sahst aber den Kürbis nicht; du sahst das Glied, sahst aber das andere nicht. Jeder Mangelhafte ist verflucht.“ Das heißt, jeder unvollkommene Blick und Verstand ist verflucht. Wenn nicht, so sind die äußerlich Mangelhaften begnadet und nicht verflucht. Lies: „Auf den Blinden liegt keine Last.“ Er verneinte die Last, den Fluch, den Tadel und den Zorn.› Vers 1421
M5:1421 — ظاهر صنعت بدیدی زوستاد / اوستادی برگرفتی شاد شاد
M5:1421
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت به کسی اشاره دارد که با دیدن ظاهرِ کار یک استاد، مغرور شده و بدون درک عمق و رازهای آن، خود را شادمانه استاد میپندارد و ادعای استادی میکند.
این بیت در ادامهی داستان کنیزک و خاتون است. کنیزک با استفاده از یک کدو، روشی برای آمیزش با خر ابداع کرده بود که آسیبی به او نمیرساند. خاتون که تنها ظاهر عمل را دیده بود و از «دقیقه» و نکتهی ظریفِ کدو بیخبر بود، تلاش کرد از او تقلید کند و در این راه جان خود را از دست داد.
مولانا از این داستان نتیجهای کلی میگیرد: خاتون نماد تمام کسانی است که به ظواهر دین، عرفان و معرفت بسنده میکنند. آنها کار یک «استاد» یا یک عارف کامل را میبینند اما به راز و رمز و باطن آن پی نمیبرند. با دیدن همین پوستهی بیرونی، شادمانه گمان میکنند که خود نیز به مقام استادی رسیدهاند و میتوانند همان کار را تکرار کنند. این شادمانی، ناشی از جهل و غرور است و سرانجامی جز هلاکت معنوی (و در داستان، هلاکت جسمی) ندارد.
این بیت هشداری است علیه شاگردیِ ناقص و ادعاهای بیاساس در مسیر معنوی. راه سلوک پر از جزئیات و ظرایفی است که از چشم مبتدی پنهان میماند. تقلید کورکورانه و سطحینگری، بدون راهنمایی یک استاد حقیقی و بدون درک کاملِ «چرا» و «چگونه»ی اعمال او، خطری مهلک است.
- صنعت
- در اینجا به معنی هنر، فن، مهارت و شگرد خاص
- زوستاد
- مخفف «از استاد»
- اوستادی برگرفتن
- ادعای استادی کردن، خود را استاد پنداشتن
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.