Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Kuh, die allein auf einer großen Insel ist. Gott der Erhabene füllt diese große Insel mit Pflanzen und Blumen, die das Futter der Kuh sind. Bis zum Abend frisst die Kuh alles und wird fett wie ein Felsbrocken. Wenn die Nacht hereinbricht, kann sie vor Kummer und Angst nicht schlafen: „Ich habe die ganze Ebene abgeweidet, was werde ich morgen fressen?“ Aus diesem Kummer wird sie mager. Wenn sie am Tag aufsteht, sieht sie die ganze Ebene grüner und dichter als am Vortag; sie frisst wieder und wird fett; in der Nacht ergreift sie wieder derselbe Kummer. Seit Jahren sieht sie dies immer wieder und vertraut nicht.› Vers 2850
M5:2850 — یک جزیرهٔ سبز هست اندر جهان / اندرو گاویست تنها خوشدهان
M5:2850
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
مولانا داستان را با توصیف یک جزیرهٔ سرسبز و گاوی تنها که در آن با اشتهای زیاد زندگی میکند، آغاز میکند.
این بیت، صحنهٔ تمثیلی را برای حکایتی عمیق دربارهٔ حرص، ترس از آینده و عدم توکل به رزق الهی آماده میکند. «جزیرهٔ سبز» در اینجا نماد دنیای مادی و نعمتهای فراوان خداوند است که برای هر موجودی فراهم شده است. «گاو تنها» نیز نماد نفسِ حریص و حسابگر انسان است که با وجود برخورداری از وفور نعمت، همواره نگران آینده و تمام شدن روزی خود است.
صفت «خوشدهان» یا خوشاشتها، بر طبیعت سیریناپذیر این نفس تأکید میکند. این گاو، نمایندهٔ آن بخش از وجود ماست که تنها به خوردن و انباشتن میاندیشد و از درک منبع بیپایان این نعمتها عاجز است. مولانا با این تصویر ساده، مقدمهای برای شرح اضطراب درونی انسانی میچیند که با وجود دیدن لطف مکرر خداوند در هر روز، باز هم به او اعتماد نمیکند و شبها از ترس گرسنگی فردا، آرامش خود را از دست میدهد.
- اندر
- در، داخلِ
- اندرو
- درون او، در آن
- خوشدهان
- خوشخوراک، پر اشتها
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.