Lesen› Buch 5› Die Geschichte der Kuh, die allein auf einer großen Insel ist. Gott der Erhabene füllt diese große Insel mit Pflanzen und Blumen, die das Futter der Kuh sind. Bis zum Abend frisst die Kuh alles und wird fett wie ein Felsbrocken. Wenn die Nacht hereinbricht, kann sie vor Kummer und Angst nicht schlafen: „Ich habe die ganze Ebene abgeweidet, was werde ich morgen fressen?“ Aus diesem Kummer wird sie mager. Wenn sie am Tag aufsteht, sieht sie die ganze Ebene grüner und dichter als am Vortag; sie frisst wieder und wird fett; in der Nacht ergreift sie wieder derselbe Kummer. Seit Jahren sieht sie dies immer wieder und vertraut nicht.› Vers 2862
M5:2862 — که چه خواهم خورد مستقبل عجب / لوت فردا از کجا سازم طلب
M5:2862
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
این بیت، نگرانی و اضطراب نفس را دربارهٔ آینده و تأمین روزی فردا بیان میکند، با اینکه سالهاست روزیاش بیوقفه رسیده است.
این بیت زبان حالِ «نفس» انسان است که مولانا آن را به گاوی تشبیه کرده که در جزیرهای سرسبز زندگی میکند. این گاو که نماد نفس سیریناپذیر و نگران ماست، هر روز از تمام نعمتهای جزیره (جهان) میخورد و فربه میشود، اما شبهنگام از ترس اینکه فردا چه بخورد، از غصه لاغر و ضعیف میشود.
مولانا با این تصویر، اضطراب بیمورد انسان را نقد میکند که با وجود دریافت مستمر روزی و لطف خداوند در تمام عمر، باز هم به او اعتماد نمیکند و نگران آیندهای است که هنوز نیامده. این نگرانی، لذت داشتههای امروز را از بین میبرد و انسان را در چرخهٔ بیپایان حرص و ترس گرفتار میکند. پیام اصلی این است که به جای نگرانی برای آینده، به گذشته و لطفهای بیشماری که دیدهایم بنگریم و به روزیرسان اعتماد کنیم. این ترس، ریشه در بیاعتمادی به منبع فیض الهی دارد.
- مستقبل
- آینده
- عجب
- شگفتا، با تعجب
- لوت
- غذا، خوراک، طعام
- سازم طلب
- جستجو کنم، پیدا کنم
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.