Lesen Buch 5 Die Geschichte des Derwischs, der in Herat die geschmückten Sklaven des Emirs von Khorasan sah, auf Araberpferden, in Brokatgewändern und prächtigen Mützen und dergleichen. Er fragte: „Welche Emire sind das und welche Könige?“ Man sagte ihm: „Das sind keine Emire, das sind die Sklaven des Emirs von Khorasan.“ Er hob sein Gesicht zum Himmel und sagte: „O Gott, lehre den Emir, Sklaven zu erziehen.“ Dort nennt man den Finanzverwalter Emir. Vers 3191

M5:3191 — متصل چون شد دلت با آن عدن / هین بگو مهراس از خالی شدن

متصل چون شد دلت با آن عدنهین بگو مهراس از خالی شدن
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M5:3191

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی

شرح

جلسهٔ 18 — [55:03:00] بلبل از فیض گل آموخت سخن


جلسهٔ 25 — [00:55:07] منت خدا بر اولیا و علم وحی دل

می‌گوید که علم دو جوره. یه علمی که از بیرون میاد و این حوضو پر می‌کنه، یه علمی که از درون می‌جوشه که از همون جنس الهاماته. و شخص در اثر تقویتی که به ضمیر می‌ده، تهذیبی که به نفس می‌ده، رفته‌رفته اون سرچشمه‌های معرفت در درونش جوشان می‌شه و همیشه تر و تازه است و همیشه پره و خالی نمی‌شه. خالی نمی‌شه برای اینکه به قول مولانا:

به یک جایی وصله، به یک دریایی وصله که هیچ وقت تهی نمی‌شه و خالی نمی‌شه. علم نقل یعنی همین علوم نقلی، منقولات، یعنی تاریخ، یعنی فقه، یعنی علم تفسیر، اینا بالاخره علوم نقلیه دیگه. می‌گه کاشکی به علم نقل کم بودی ملی. کمتر پر بود از این‌ها.

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.