M5:6 — مدح تو حیفست با زندانیان / گویم اندر مجمع روحانیان
M5:6
Bedeutung · به زبانِ تو — Deine Sprache · AI
ستایش تو درخور فهم مردم عادی که اسیر دنیای مادی هستند نیست؛ این ستایشها را باید در جمع اهل معنا و معرفت بیان کرد.
مولانا در آغاز دفتر پنجم، همچون دیگر دفترها، به ستایش حسامالدین چلبی میپردازد که الهامبخش و انگیزهی سرایش مثنوی بوده است. اما این ستایش را به سرعت متوقف میکند و توضیح میدهد که چرا نمیتواند آنگونه که شایسته است، او را مدح کند.
در این بیت، او مخاطبان خود را به دو گروه تقسیم میکند: «زندانیان» و «روحانیان». زندانیان استعارهای است برای عامهی مردم که اسیر جسم، حواس پنجگانه و تعلقات دنیوی خود هستند. ذهن و روح آنها قادر به درک معانی بلند و حقایق معنوی نیست، همانطور که در بیت پیشین (بیت ۵) میگوید لقمهی باز شکاری برای گنجشک کوچک نیست. سخن گفتن از مقامات معنوی حسامالدین برای این گروه، مانند عرضهی کالایی گرانبها به کسی است که ارزش آن را نمیداند و بنابراین «حیف» است.
در مقابل، روحانیان قرار دارند؛ عارفان و اهل معنایی که از زندان تن رها شدهاند و جانشان با عالم معنا آشناست. تنها در چنین جمعی است که میتوان بیپرده از حقایق معنوی سخن گفت و قدر آن دانسته میشود. مولانا با این بیت، هم مقام والای حسامالدین را یادآور میشود و هم محدودیتهای سخن گفتن برای مخاطب عام را بیان میکند. او در بیت بعدی همین معنا را با واژهی «غبن» (زیان) تکرار میکند و میگوید شرح حال تو برای اهل جهان زیان است و باید همچون راز عشق آن را پنهان داشت.
- حیفست
- حیف است، жаль, жалко
- زندانیان
- در اینجا: انسانهای اسیر عالم ماده و تعلقات دنیوی
- اندر
- در، в
- مجمع
- مجلس، انجمن، محفل
- روحانیان
- اهل معنا، عارفان، کسانی که به عالم روح تعلق دارند
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.