Lesen Buch 6 Die Geschichte von Sultan Mahmud und dem indischen Sklaven Vers 1411

M6:1411 — هرکه را دیدی برهنه و بی‌نوا / هست بر بی‌صبری او آن گوا

هرکه را دیدی برهنه و بی‌نواهست بر بی‌صبری او آن گوا
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:1411

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر کس را که برهنه و بی‌چیز دیدی، این حال او گواهی است بر بی‌صبری‌اش. معنا: این بیت می‌گوید که نداری و فقر ظاهری، نشانه‌ای است از نداشتن صبر و شکیبایی در مسیر معنوی.

شرح

من بارها در شرح مثنوی توضیح داده‌ام که مولانا فقر را نه یک کمبود یا ناتوانی، بلکه یک مسیر می‌داند؛ گذر از آنچه هست برای دستیابی به آنچه باید باشد و به آن وجود یابی. در این سفر سترگ معنوی، شکیبایی (صبر) سنگ بنای اصلی است. مولانا بارها بر این تأکید کرده است که «صد هزاران کیمیا حق آفرید / کیمیایی همچو صبر آدم ندید»؛ صبر، اکسیر اعظم است، نه چیز دیگر. پس بی‌تردید، هرچه از این کیمیا کم باشد، نقصان پدید می‌آورد. این بیت، یک تشخیص قاطع و بی‌پرده از جانب مولاناست. او به صراحت می‌گوید که اگر کسی را در رنج فقر و نداری، برهنه و بی‌نوا می‌یابید، نباید این وضعیت را صرفاً به تقدیر، حوادث بیرونی، یا ناتوانی ظاهری او نسبت دهید. بلکه این برهنگی و بی‌نوایی، گواه روشنی است بر فقدان صبر و شکیبایی درونی او. باید در نظر داشت که این فقط اشاره به صبر در برابر دشواری‌های مادی نیست؛ مولانا صبوری را در مواجهه با خویشتن و در مسیر مجاهدهٔ با نفس نیز ضروری می‌داند. کسی که بی‌تاب است و نمی‌تواند بر خود غلبه کند و به فقر ارادی تن دهد، هرگز به آن مقام فقر مطلوب که خود پادشاهی است نمی‌رسد. همان‌گونه که گفتیم، چه بسا سلطان محمودی که در کودکی از او می‌ترسیدیم، در جوانی پادشاه ما شود. اما این تحول نیازمند صبوری در برابر خود و جهان است. این نگاه مولانا، عمق فلسفی دارد. او فقر را نه صرفاً نبودنِ مال، بلکه نوعی «عدم» می‌بیند که باید با مجاهده و صبر به «وجود» تبدیل شود. این تبدیل شدن نیازمند زمان، کوشش، و بالاتر از همه، صبر است. پس، برهنگی و بی‌نوایی ظاهری، آیینه‌ای است که نقص باطنی در شکیبایی را بازمی‌تاباند. این پیامی قاطع برای سالکان راه است: ثروت حقیقی و غنای باطنی در گرو صبر است و بی‌تابی، انسان را از رسیدن به آن محروم می‌کند. او هرگز از انسان‌های بااراده ناامید نیست، اما راه را بر بی‌تابان نمی‌گشاید.

نکات کلیدی

  • فقر ظاهری (برهنگی و بی‌نوایی) در نگاه مولانا، نه یک تصادف که نشانه‌ای از نقص در صبر درونی است.
  • صبر، کیمیای اعظم و اکسیر اصلی در مسیر تحول معنوی و مبارزه با نفس است.
  • مولانا به صراحت، بی‌صبری را علت اصلی محرومیت و نداری حقیقی می‌داند، نه صرفاً مادی.
  • این بیت یک تشخیص اخلاقی-معنوی قاطع است که وضعیت بیرونی فرد را به حال درونی و باطنی او پیوند می‌دهد.
  • رسیدن به مقام غنای باطنی و پادشاهی روح، تنها از مسیر دشوار و زمان‌بر صبر ممکن است.

Sources: d6-s29 · 00:08:22 d6-s29 · 00:10:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.