Lesen Buch 6 Der Prophet (Friede sei mit ihm) sagte: »Wahrlich, Allah der Erhabene lehrt Weisheit durch die Zunge der Prediger entsprechend dem Eifer der Zuhörer.« Vers 1669

M6:1669 — که خدا اسباب خشمی ساختست / وآن فضایح را بکوی انداختست

که خدا اسباب خشمی ساختستوآن فضایح را بکوی انداختست
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:1669

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: زیرا خداوند بساط خشم را پهن کرده است و آن رسوایی‌ها را به کوی و برزن افکنده است. معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که خشم و نزاع میان آدمیان، خود ابزاری الهی است تا خداوند رازها و پرده‌های پنهان را فاش کند و رسوایی‌ها را بر سر کوی و بازار بیاندازد.

شرح

این بیت، در دل داستان حیله‌گری خیاط و ساده‌دلی ترکِ خنده‌رو، نکته‌ای عمیق و بنیادین را دربارهٔ مشیّت الهی و رازهای پنهان در کار جهان آشکار می‌کند. من بارها اشاره کرده‌ام که مولانا، برخلاف فیلسوفان یا فقیهان که به دنبال علل طبیعی یا احکام شرعی هستند، همواره در پی دیدگاهی الهیاتی به وقایع است. او می‌خواهد دست خدا را در پشت پردهٔ حوادث ببیند و «اسباب»ی را کشف کند که خداوند برای پیشبرد مقاصد خود برساخته است.

مولانا در اینجا به یکی از تجلیات «یوم تبلی السرائر» – روز فاش شدن رازها که در قرآن آمده – اشاره می‌کند. او می‌گوید هرگاه دو نفر به نزاع و جنگ برخیزند و در آن هنگامه شروع به پرده‌دری از یکدیگر کنند، این خود مینیاتوری از محشر است. در آن زمان، رازهای نهفته آشکار می‌شود و آبروی‌ها در معرض باد و باران قرار می‌گیرد. آن لحظه، مولوی تعبیر می‌کند که آن «گلوی رازگو» که شروع به افشای فضاحت‌ها می‌کند، همانند «صور اسرافیل» عمل می‌کند که اعلام قیامت می‌کند.

اما نکتهٔ اصلی در اینجاست که این فضاحت‌ها و این رازگشایی‌ها تصادفی نیست. مولانا صراحتاً می‌فرماید: «که خدا اسباب خشمی ساختست». یعنی خداوند خود، وسایل خشم و غضب را در دل آدمیان قرار داده و با برانگیختن این خشم‌ها، شرایطی را فراهم می‌آورد که «آن فضائح را به کوی انداختست». این یک دیدگاه عمیق دربارهٔ توحید افعالی است، به این معنی که حتی خشم و نزاع‌های بشری هم بی‌ارتباط با ارادهٔ الهی نیستند؛ بلکه می‌توانند ابزارهایی در دست مشیت حق باشند برای کشف و آشکار ساختن آنچه پنهان مانده است.

مولانا در تأیید این معنا، در جای دیگری می‌گوید: «چون خدا خواهد که پرده کس درد / میلش اندر طعنه پاکان برد». یعنی اگر خداوند اراده کند که پردهٔ کسی را بدرد و رسوایی‌هایش را آشکار سازد، او را به سمت طعنه‌زدن به پاکان سوق می‌دهد؛ و این طعنه‌زدن، خود بهانه‌ای می‌شود برای فاش شدن عیوب طعنه‌زننده. این یک هشدار است: مواظب زبان و کردار خود باشید، زیرا طعنه به دیگران می‌تواند آینه‌ای برای انعکاس عیوب خودتان باشد، آینه‌ای که خدا آن را در دست دیگران می‌گذارد.

همین‌طور که خداوند برای یاری رساندن، «میل ما را جانب زاری کند» و گریه را سبب رحمت می‌سازد، برای فاش کردن فضائح نیز «اسباب خشمی» فراهم می‌آورد. این نشان می‌دهد که در نگاه مولانا، هیچ اتفاقی در عالم بی‌علت الهی نیست. حتی شیطنت خیاط و خشم ترک، همگی ابزارهایی می‌شوند در دست تقدیر الهی برای آشکار کردن حقایق. اما نکتهٔ تأمل‌برانگیز اینجاست که خداوند با آنکه «ستارالعیوب» است و پرده‌پوش عیوب بندگان، اما اگر بنده از «حد» بگذرد، همین خدای ستار، تبدیل به «غماز» (خبرچین و فاش‌کننده) می‌شود و رازهای پنهان را بر ملا می‌کند. این، نه تنها یک توصیف الهیاتی، که یک آموزهٔ اخلاقی عمیق نیز هست: رفتار ما، حد و مرز ما، می‌تواند باعث تغییر مشیّت الهی نسبت به پرده‌پوشی یا پرده‌دری شود.

نکات کلیدی

  • خشم و نزاع انسانی می‌تواند ابزار مشیت الهی برای فاش‌سازی حقایق پنهان باشد.
  • آنچه در نزاع‌ها از رازها و فضائح فاش می‌شود، مینیاتوری از «یوم تبلی السرائر» (روز قیامت) است.
  • افشای رازها تصادفی نیست؛ خداوند خود «اسباب خشمی» را برمی‌انگیزد تا پرده‌ها کنار رود.
  • اگر خدا بخواهد کسی را رسوا کند، او را به طعنه و بدگویی از پاکان سوق می‌دهد که خود سبب رسوایی‌اش می‌شود.
  • خداوند «ستارالعیوب» است، اما اگر انسان از حد بگذرد، همان پرده‌پوش تبدیل به «غماز» (فاش‌کننده) می‌شود.

Sources: d6-s37 · 00:47:11 d6-s37 · 00:49:00 d6-s37 · 00:50:30 d6-s37 · 01:03:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.