Lesen Buch 6 Der Sufi wiederholt die Frage Vers 1744

M6:1744 — خود چه باشد گر ببخشد آن جواد / بنده را مقصود جان بی‌اجتهاد

خود چه باشد گر ببخشد آن جوادبنده را مقصود جان بی‌اجتهاد
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:1744

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چه می‌شد اگر آن خداوند بخشنده و سخاوتمند، بی‌هیچ تلاشی، مقصود جان بنده را به او عطا می‌کرد؟ معنا: این بیت پرسشی است از سوی صوفی، که چرا خداوندِ بخشنده، خواسته‌های اصلی روح انسان را بدون نیاز به تلاش و کوشش سخت به او ارزانی نمی‌دارد.

شرح

این بیت، به راستی، از ژرفای پرسش‌های وجودی و الهیاتی برمی‌خیزد که در طول تاریخ ذهن بشر را به خود مشغول داشته است. مولانا در اینجا، زبانِ حالِ صوفی‌ای را به کار می‌گیرد که گویی در مقامِ اعتراض، یا بهتر بگویم، در مقامِ پرسشِ از حکمتِ الهی، این ندا را سر می‌دهد. این بیت بخشی از سلسله سؤالاتی است که صوفی دربارهٔ چرایی وجود رنج‌ها، فنا، و تلاش‌های طاقت‌فرسا در این جهان از خداوند می‌پرسد. پیش از این، صوفی از قدرت خداوند در تبدیل آتش به گلستان، خار به گل، و زمستان به بهار سخن گفته بود و اینکه اگر خدا می‌تواند اینها را بکند، چرا سودای ما را بی‌زیان نکند؟ چرا غصه را شادی نکند؟

این بیت اوجِ این پرسش است: "خود چه باشد گر ببخشد آن جواد / بنده را مقصود جان بی‌اجتهاد؟" یعنی چه می‌شد اگر پروردگارِ جواد و سخاوتمند، مقصودِ غاییِ روحِ ما را، آرمانِ نهاییِ وجودمان را، بدون اینکه ما کمترین رنج و اجتهادی را متحمل شویم، به ما می‌بخشید؟ فرض کنید بدون زحمت و تلاش به گنج می‌رسیدیم، بدون تجارت و تحمل خاک و زیان و ملامت، روزی ما به آسانی تأمین می‌شد. فرض کنید بیماری نبود تا برای علاجش رنج ببریم و هزینه کنیم. این پرسش‌ها نه صرفاً از سرِ رفاه‌طلبی، بلکه از یک ایدهٔ بنیادین‌تر نشأت می‌گیرد: اینکه چرا جهانِ ما همچون جهانِ فرشتگان نیست؟ جهانی که در آن نه رنجی هست، نه فنایی، نه غمِ مرگی و نه تلاشِ بی‌امان. در بارگاه قدس، همان‌گونه که می‌دانیم، جای ملال نیست؛ شرور نیست، مرگ نیست، تلخی نیست. صوفی گویی آرزو می‌کند که عالمِ انسانی، عالمی ملکوتی می‌شد، جهانی که در آن "مقصود جان" بی‌هیچ کشمکشی حاصل می‌گشت. این پرسش نه تنها چالش‌برانگیز است، بلکه دعوتی است برای تأمل در حکمتِ پشتِ پردهٔ رنج و اجتهاد در مسیرِ کمالِ انسانی.

نکات کلیدی

  • پرسش بنیادین صوفی دربارهٔ حکمت الهی در مورد رنج و کوشش.
  • آرزوی رسیدن به مقصود جان و گنجِ بی‌رنج، یعنی دستیابی به اهداف روحی بدون تلاش.
  • بیان حسرتِ داشتن جهانی عاری از مشقت و مشابه عالم فرشتگان.
  • چالش با لزوم اجتهاد و تحمل دشواری‌ها در مسیر رسیدن به کمال.

Sources: d6-s39 · 01:07:11 d6-s39 · 01:09:50

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.