Lesen Buch 6 Der Rest der Geschichte des armen Mannes, der ohne Arbeit seinen Lebensunterhalt suchte Vers 1876

M6:1876 — جملهٔ مرغان آب آن روز نحر / هم‌چو کشتیها روان بر روی بحر

جملهٔ مرغان آب آن روز نحرهم‌چو کشتیها روان بر روی بحر
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:1876

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: آن روزِ قربانی، همهٔ مرغانِ آب (مرغان دریایی یا مرغابی‌ها) همچون کشتی‌ها بر روی دریایِ وصال روان‌اند. معنا: مولانا در این بیت می‌گوید که در روز خاص قربانی، روح‌های عارفان که به منزلهٔ مرغابی‌های سبک‌بال هستند، از قید تن رها شده و شادمانه بر دریای معانی و وصال حق شناورند، در حالی که دیگران قربانی می‌شوند.

شرح

این بیت، تصویر بسیار پخته و عمیقی از نگاه مولانا به سرنوشت عارفان و سالکان در جهان معناست. من بارها این نکته را گفته‌ام که مولانا عالم معنا و معانی را به «دریا» تشبیه می‌کند و روح‌ها را، خصوصاً ارواحی که از قید بدن رها شده‌اند، به «مرغان آب» یا «مرغابیان» که سبک‌بار بر روی این دریا روان‌اند. این تمثیل، سراسر مثنوی را فرا گرفته است؛ آنجا که می‌گوید: «ما همه مرغابیانیم ای غلام، بحر می‌داند زبان ما تمام»؛ یا در غزلیات شمس که می‌فرماید: «کجایید ای سبک‌روحان عاشق، پرنده‌تر ز مرغان هوایی».

«روز نحر» در اینجا، از آن واژگانی است که مولانا با درایتی خاص به کار می‌برد. نحر، به معنی قربانی کردن است. در ظاهر، روز نحر، روز هلاک و قربانی‌شدن است، اما مولانا به ما می‌آموزد که هر زمان یا مکان، می‌تواند برای عده‌ای خوشی و برای عده‌ای دیگر ناخوشی باشد. همانطور که در جای دیگر می‌گوید: «ای دهل‌های تهی پر ز کوب، قسمتتان از عید چون شد زخم چوب»؛ یعنی در روز عید که مردم شادمانند، دهل‌ها چوب می‌خورند و زخم می‌بینند. روز نحر هم برای گاوان و گوسفندان روز هلاکت است، اما برای مؤمنان و عارفان، روز عید و آزادی است.

پس، «جمله مرغان آب آن روز نحر»، این «مرغان آب» همان عارفان و سالکان‌اند که عمری بر کنارهٔ دریای معنا زیسته‌اند و در انتظار رسیدن به آن بوده‌اند. این روز نحر، برای آنها دیگر روز قربانی شدن نیست، بلکه روز وصال و رسیدن به بحر است. آنها از آن سرنوشتِ قربانی‌شدن نجات یافته‌اند، زیرا قربانی‌شدن شأن تن و تعلقات زمینی است، نه شأن روحِ رهاشده. این روح‌ها در قالب کشتی‌هایی سبک، بر روی دریای مواج معارف و وصال حق، به آزادی و شادمانی روان‌اند. این رسیدن به دریا، پایان انتظار و آغاز غوطه‌وری در دریای بی‌کرانِ حقیقت است. مولانا با این تصویر، نه تنها وضعیت عارف در مقام وصل را ترسیم می‌کند، بلکه امید و مقصد نهایی سالکان را نیز به زیبایی نشان می‌دهد؛ مقصدی که نه دور است و نه در بیرون، بلکه همچون گنجی در پیش پای سالک هویداست، اگر خویشتن را بشناسد و راه را بر خود نزدیک کند. آن صیدِ نزدیک که فیلسوفان و عالمان راهش را دور کرده‌اند، در همین دریای حضور است که عارفان بر آن شناورند.

نکات کلیدی

  • «روز نحر» برای عارفان، نه روز قربانی و هلاک، که روز جشن و وصال به دریای حقیقت است.
  • روح عارفان، مانند مرغابیان سبک‌روح، از قید تن رها شده و بر پهنهٔ دریای معنا شناور است.
  • تشبیه عالم معنا به دریا و روح به مرغان آب، استعاره‌ای بنیادین در سراسر مثنوی است که نشان‌دهندهٔ حالت وصال و آزادی است.
  • سرنوشت و تجربهٔ یک رویداد واحد (مثل روز نحر) می‌تواند برای افراد مختلف کاملاً متفاوت باشد؛ هلاکت برای عده‌ای و عید برای دیگران.
  • هدف نهایی سیر و سلوک، رهایی از تعلقات زمینی و غوطه‌ور شدن در دریای بی‌کران حضور و معناست.

Sources: d6-s42 · 18:41 d6-s42 · 21:51 d6-s42 · 23:41

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.