Lesen Buch 6 Der Rest der Geschichte des armen Mannes, der ohne Arbeit seinen Lebensunterhalt suchte Vers 1883

M6:1883 — جز بنادر در تن زن رستمی / گشته باشد خفیه هم‌چون مریمی

جز بنادر در تن زن رستمیگشته باشد خفیه هم‌چون مریمی
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:1883

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: جز به ندرت، در کالبد یک زن، صفتی رستمانه و دلاورانه / پنهان و پوشیده می‌ماند، همچون مریم. معنا: مولانا در این بیت بیان می‌کند که خصایص قهرمانی و مردانه در زنان کم‌یاب است و اگر هم وجود داشته باشد، به ندرت آشکار می‌شود و بیشتر نهفته می‌ماند، همانند ویژگی‌های خاص مریم مقدس.

شرح

این بیت، بی‌تردید یکی از پاره‌هایی است که در فهم معاصر از جایگاه زن، می‌تواند "مسئله‌انگیز" تلقی شود و مولانا را از منظر امروزی در کانون نقد قرار دهد. بگذارید ابتدا بگویم که این‌ها سخنان مولاناست و نه عقاید بنده؛ ما در اینجا وظیفهٔ شرح و تفسیر کلام او را بر عهده داریم و به قصد انتقال امینانهٔ معنای تاریخی آن، آن را می‌کاویم.

مولانا در ادامهٔ بحث پیشین خود دربارهٔ "جهاد اصغر" (جنگ بیرونی) و "جهاد اکبر" (مبارزه با نفس) این ابیات را می‌آورد. او پیش‌تر استدلال کرده بود که جهاد اصغر، یعنی جنگ نظامی، بر زنان واجب نیست. سپس با یک استدلال "به طریق اولی" نتیجه می‌گیرد: "چون قضا ندهد زنان را هیچ دست / کی دهد آنکه جهاد اکبر است؟" یعنی اگر زنان از فضیلت و پاداش جهاد اصغر بی‌بهره‌اند، پس به طریق اولی از "جهاد اکبر" نیز محروم‌اند. این خود بیانی است که زنان را از ساحت سالکان و مجاهدان نفس خارج می‌سازد.

سپس در بیت مورد بحث (جز بنادر در تن زن رستمی)، این ایده را بسط می‌دهد که در کالبد یک زن، خصایص "رستمی" (یعنی دلاوری، قدرت، و صفاتی که به‌طور سنتی به مردان شجاع و قهرمان منسوب می‌شود) بسیار نادر است. اگر هم چنین ویژگی‌هایی در زنی پدیدار شود، "خفیه" و پنهان است، و مانند مریم مقدس، که باطن او سرشار از ولایت و قدرت معنوی بود اما ظاهرش از هرگونه داعیهٔ عمومی به دور، از دیده‌ها پنهان می‌ماند.

این نگاه در بیت بعدی نیز ادامه می‌یابد که: "آنچنان که در تن مردان زنان / خفیه‌اند و ماده از ضعف جنان". مولانا اینجا می‌گوید همان‌گونه که "رستمی" در زنان نادر است، در مقابل نیز در تن مردان نیز "زنان" (به معنای ضعف جنان، یعنی بزدلی و ضعف دل) پنهان‌اند. به عبارتی، مولانا در اینجا زنان را با صفت بزدلی و ضعف نفس پیوند می‌دهد و آن را در تقابل با صفات قهرمانانهٔ مردانه قرار می‌دهد. پس اینجا "زن" و "ماده" بودن، به صفتی برای ضعف و بزدلی تبدیل می‌شود که می‌تواند در کالبد مردان نیز مستتر باشد.

از دید مولانا، زنان ذاتاً "ضعف جنان" دارند، یعنی دلی بزدل و ترسو. این دیدگاه، که البته در زمانهٔ او شیوع بیشتری داشته و بازتابی از تفکر آن دوران است، زنان را از اساس در مرتبه‌ای فروتر از مردان قرار می‌دهد که نه شایستهٔ جهاد بیرونی‌اند و نه قادر به جهاد درونی. باید دانست که این عبارات، بیانگر دیدگاه تاریخی مولاناست و نه ضرورتاً نگاهی که امروز ما به آن صحه می‌گذاریم. مولانا در این پاره، زنانگی را به معنای "ضعف" به کار می‌برد و آن را حتی به مردانی که فاقد شجاعت‌اند نیز تعمیم می‌دهد، مردانی که او آنها را "زن‌صفت" می‌خواند.

نکات کلیدی

  • مولانا صفات قهرمانانه را در زنان نادر می‌بیند و اگر هم باشد، نهفته و غیرعلنی است، به مثابهٔ مریم مقدس.
  • این بیت، زنان را از دایرهٔ جهاد اکبر (مبارزه با نفس) دور می‌داند، با استناد به اینکه جهاد اصغر نیز بر آن‌ها واجب نیست.
  • مولانا زنانگی را به معنای "ضعف جنان" (بزدلی و ضعف دل) به کار می‌برد و این صفت را در تقابل با دلاوری مردانه قرار می‌دهد.
  • این نگاهِ مولانا، بازتابی از دیدگاه‌های رایج در روزگار اوست که جایگاه اجتماعی و معنوی زنان را فروتر از مردان می‌دانست.

Sources: d6-s42 · 30:04:00 d6-s42 · 36:45:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.