Lesen Buch 6 Der Murid antwortet und tadelt die Spötterin für ihren Unglauben und ihr sinnloses Gerede Vers 2109

M6:2109 — چون تو ننگی جفت آن مقبول‌روح / چون عیال کافر اندر عقد نوح

چون تو ننگی جفت آن مقبول‌روحچون عیال کافر اندر عقد نوح
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2109

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چون تو، ننگِ آن جانِ مقبول و شریف هستی، مانند زنِ کافری که در عقدِ پیامبر نوح بود.

معنا: مولانا در این بیت، شخصِ بی‌شرم و ناشایستی را که با یک ولیّ و عارف مقبول‌روح همراه است، به همسر کافرِ پیامبر نوح تشبیه می‌کند؛ او زشت‌رویی است که به سبب نزدیکی با آن روح بلندمرتبه، مایه‌ی ننگ و شرمندگی است.

شرح

در این بیت، مولانا با لحنی قاطع و صریح، به رویه‌ای نادر و عجیب اشاره می‌کند که در آن، یک انسان بی‌شرم و ناشایست (ننگ)، هم‌نشین و هم‌عقدیِ یک ولیّ و سالک مقبول‌روح (جفت آن مقبول‌روح) گشته است. تمثیل این وضعیت، «عیال کافر اندر عقد نوح» است که بی‌درنگ ما را به داستان قرآنیِ همسران پیامبران، به‌ویژه همسر نوح و لوط، رهنمون می‌شود؛ زنانی که با وجود پیوند زناشویی با اولوالعزم‌ترین بندگان خدا، از کفر و خیانت خود دست بر نداشتند و سرانجام به عذاب الهی دچار گشتند.

من، این «مقبول‌روح» را نه یک شخص عادی، که یک پیر و استاد روحانی می‌بینم؛ کسی در مرتبهٔ ابوالحسن خرقانی، که در عالمِ معنا از جایگاهی بس بلند برخوردار است. اینجاست که معضلِ ارتباطِ «نانجیب» با «نجیب» رخ می‌نماید. نکته اینجاست که حتی اولیای حق و برگزیدگان الهی نیز در دایرهٔ زندگی خود ممکن است با چنین تضادهایی روبه‌رو شوند. عصمتِ ایشان، به معنای مصونیت از برخورداری از همسر یا همراهِ ناسالم نیست؛ این آزمونی است که حتی انبیا نیز از آن مستثنی نبوده‌اند.

آنچه در بیت‌های بعدی از زبان مولانا می‌آید، شگفتی‌آور است و نشان از غیرت و حمیت او در دفاع از ساحت اولیا دارد. او صراحتاً می‌گوید که اگر این فرد بی‌شایسته، پیوندی با آن «شاهنشاهِ زمان» (همان ولیّ مقبول‌روح) نداشت، بی‌درنگ او را «پاره‌پاره» می‌کرد تا آن «روح» را از شرّش رها سازد. حتی از این نیز فراتر می‌رود و می‌گوید اگر بهای این کار قصاص جان او بود، برایش مایه‌ی شرف و افتخار بود.

اما چرا این کار را نمی‌کند؟ زیرا آن شخص ناشایست، به‌نوعی «مالِ» آن ولیّ است و با خانهٔ او پیوند خورده است؛ گویی سگی است که به یمن انتساب به خانهٔ یک بزرگ، مصونیتی یافته است. این تعبیرِ «رو دعا کن که سگ این موطنی»، اوجِ تحقیر و در عین حال اشاره به حقیقت تلخی است: تنها چیزی که این فرد را از عقوبتِ مستقیمِ غضبِ مولانا در امان داشته، همین اتصالِ ظاهری او به ولیّ خداست.

این بیت، تصویری تلخ و بی‌پرده از نگاه مولانا به اصالتِ باطن و عدمِ کفایتِ صرفِ انتساب به بزرگان است. او نشان می‌دهد که نسبتِ ظاهری با مردان خدا، به خودی خود مایهٔ رستگاری نیست؛ بلکه اگر باطن آدمی پاک نباشد، این نسبت خود مایه‌ی ننگ و وبال خواهد بود. این پیامی است به کسانی که به واسطهٔ نزدیکی با اولیا، خود را ایمن می‌پندارند؛ مولانا هشدار می‌دهد که نه تنها ایمن نیستند، بلکه مایهٔ شرمندگی‌اند، مگر آنکه خود نیز به همان پاکی باطن دست یابند.

نکات کلیدی

  • قربت ظاهری به اولیای حق، بدون تزکیهٔ باطن، مایهٔ نجات نیست، بلکه می‌تواند موجب ننگ و وبال باشد.
  • مولانا با قاطعیتی نادر، غیرت خود را در دفاع از ساحت روحانی اولیا نشان می‌دهد و ناسازگاری نجیب و نانجیب را بر نمی‌تابد.
  • تمثیل «عیال کافر نوح» نشان می‌دهد که حتی برگزیده‌ترین بندگان خدا نیز در زندگی خود با ناپاکی‌ها و تضادهایی روبه‌رو می‌شوند.
  • مصونیت شخص بی‌شرم در این بیت، نه از صلاحیّت ذاتی او، بلکه صرفاً از انتسابش به صاحب‌خانهٔ معنوی (مقبول‌روح) است.

Sources: d6-s47 · 00:62:23 d6-s47 · 00:67:41

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.