Lesen Buch 6 Rückkehr zur Geschichte der Kuppel und des Schatzes Vers 2271

M6:2271 — چشمهٔ راحت بریشان شد حرام / می‌خورند از زهر قاتل جام‌جام

چشمهٔ راحت بریشان شد حراممی‌خورند از زهر قاتل جام‌جام
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2271

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چشمهٔ آسودگی و رحمت بر آنان حرام شد، و پی‌درپی از زهری کشنده می‌نوشند، جام به جام.

معنا: این بیت به کسانی اشاره دارد که چشمهٔ حیات و آسایش حقیقی را گم کرده‌اند و ناآگاهانه در رنج و هلاکت زندگی می‌کنند، پنداری که آن زهر کشنده، آب حیات است.

شرح

این بیت مولانا، تصویری تکان‌دهنده و عمیق از وضعیت انسان‌هایی است که از حقیقت حیات محروم مانده‌اند. من بارها گفته‌ام که مولانا زندگی را به دو بخش تقسیم می‌کند: یکی رنج بی‌گنج، و دیگری گنجی که در بستر رنج‌های هدفمند یافت می‌شود. اینان که مولانا از آن‌ها سخن می‌گوید، دقیقاً در دسته اول جای می‌گیرند. چشمهٔ زلال رحمت الهی، که منبع آسودگی و حیات حقیقی است، بر ایشان حرام گشته است. نه اینکه خداوند آن را منع کرده باشد، بلکه خودشان از آن روی برگردانده‌اند.

این دقیقاً همان چیزی است که مولانا در جای دیگر می‌گوید: «از خدا غیر خدا را خواستن / ظن افزونی‌ست کلی کاستن». انسان در پی خواسته‌های دنیوی و غیر حق، پندار افزایش و افزودن بر زندگی دارد، اما در حقیقت، دارد از گوهر وجودی خود می‌کاهد، لاغر و فرسوده می‌شود. عمر حقیقی، نه در این جان کندن‌های بی‌حاصل، بلکه در حضور دوست و زیستن با عشق و آرمان سپری می‌شود. آنکه از گنج اصلی غافل است، تمام عمر خود را در رنجی بی‌حاصل سپری می‌کند و این جان‌کندن را عمر می‌پندارد.

این غفلت تا بدان‌جا پیش می‌رود که نه تنها از چشمهٔ رحمت محروم می‌شوند، بلکه فعالانه می‌کوشند تا این چشمه‌ها را با «خاک» پر کنند و بر دیگران نیز حرام سازند. اما مولانا در ادامه می‌آورد که این «چشمهٔ دریا مدد» هرگز با این مشت خاک‌ها بسته یا گل‌آلود نخواهد شد. این رحمت بی‌کران، ابدی و جاری است، چه مردم به آن روی آورند، چه نیاورند.

این بیت همچنین به معکوس شدن طبع و مذاق مردم اشاره دارد. مردمی که به دلیل غفلت و اسیر شدن در تعلقات، ذائقه‌شان عوض شده است؛ چیزهای خوشمزه را بدمزه می‌بینند و زهر قاتل را به جای آب حیات می‌نوشند. این «خاک‌خواری» در مقابل «آب‌خواری» همان انحراف فطرت از طبع انبیاست. در واقع، اینان «اژدها را متکا دارند»، یعنی به جای تکیه بر حقیقت و راه رستگاری، به سوی هلاکت‌بارترین چیزها گرایش می‌یابند. این دوری از طبع انبیا، نشانه‌ای از بیماری عمیق روحی است که در آن، انس با خداوند و ترک تعلقات و حلم و مدارا، از دست می‌رود و جای خود را به نزاع و غفلت و ذلت در برابر خلایق می‌دهد.

نکات کلیدی

  • بسیاری از انسان‌ها رنج بی‌حاصل را با زندگی حقیقی اشتباه می‌گیرند و عمر خود را در آن سپری می‌کنند.
  • خواستن غیر خدا از خدا، پندار افزایش است، اما در واقع کاستن از جوهر وجودی خود است.
  • چشمهٔ رحمت الهی، حتی اگر انسان‌ها از آن روی بگردانند یا سعی در بستنش کنند، هرگز خشک نمی‌شود و جاری خواهد ماند.
  • طبع و ذائقهٔ انسان‌های غافل معکوس شده است؛ آب حیات را رها کرده و زهر کشنده را می‌نوشند.

Sources: d6-s53 · 00:53:43 d6-s53 · 00:56:16 d6-s53 · 00:58:30

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.