Lesen Buch 6 Rückkehr zur Geschichte der Kuppel und des Schatzes Vers 2282

M6:2282 — غنچه را از خار سرمایه دهد / مهره را از مار پیرایه دهد

غنچه را از خار سرمایه دهدمهره را از مار پیرایه دهد
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2282

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: غنچه را از خار مایهٔ هستی می‌بخشد و مهرهٔ ارزشمند را از دل مار زیور می‌دهد. معنا: این بیت به قدرت آفرینش‌گر خداوند اشاره دارد که از متضادها، امور شگفت‌انگیز و نیکو پدید می‌آورد؛ زیبایی از زشتی و منفعت از خطر.

شرح

مولانا در این بیت به قدرت بی‌کران حضرت حق اشاره می‌کند که توانایی آن را دارد که اضداد را از یکدیگر بیرون آورد و از دل ناخوشایندترین چیزها، زیباترین و نیکوترین پدیده‌ها را بیافریند. این یک درس کلیدی در مثنوی است: جهان، آن‌گونه که به ظاهر می‌نماید، تمام حقیقت نیست. ورای ظواهر متضاد، دستی قدرتمند در کار است که پیوستگی و هم‌سانی می‌آفریند.

بیت اول، «غنچه را از خار سرمایه دهد»، روشن است. غنچه گل، با تمام لطافت و زیبایی‌اش، از میان خارِ برنده و خشن سر برمی‌آورد. خار نه تنها محافظت‌کنندهٔ غنچه است، بلکه به‌نوعی بسترِ وجودی آن نیز به شمار می‌رود. گویی این دو ضد، در یک پیوستگی حیرت‌انگیز، مکمل یکدیگرند. این تضادِ لطافت و خشونت، نمادی است از قدرت الهی که زیبایی را از دل پدیده‌های نامطبوع بیرون می‌کشد.

بیت دوم، «مهره را از مار پیرایه دهد»، به باوری کهن و مشهور اشاره دارد؛ باور به «مهرهٔ مار». در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی، مرسوم بود که مهره‌ای در سر مار وجود دارد که هرکس آن را داشته باشد، مورد علاقه و مهر همگان قرار می‌گیرد و حتی دشمنانش سر تسلیم فرود می‌آورند. این مهره، نمادی از جذب و محبوبیت بود. مولانا با آوردن این تصویر، می‌خواهد بگوید که حتی از دل ماری که نماد خطر، زهر و گزندگی است، می‌تواند چیزی باارزش و سودمند (مهره) بیرون بیاید که مایهٔ پیرایش و زیبایی است. من خود، در سخنان خاقانی نیز این اشاره را یافته‌ام که می‌گوید: «کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست؟» این نشان می‌دهد که یک موجود (مار) می‌تواند هم مایهٔ هلاکت باشد و هم منبع نفع و سودمندی، بسته به ارادهٔ آفریننده و چشم بیننده.

این همان نکتهٔ عمیقِ الهیاتی است که خداوند قادر است از شب، روز را برآورد؛ از تنگدستی، گشایش را؛ و حتی در قرآن می‌خوانیم که چگونه برای حضرت ابراهیم، آتش به گلستان بدل شد. یا داستان حضرت داوود که کوه‌ها با او هم‌آواز می‌شدند و طبیعت، مسحور نغمهٔ او می‌گشت. این‌ها همه نمونه‌هایی هستند از همین «برآوردن اضداد از یکدیگر» که نشان می‌دهد هیچ چیز در عالم، جز به ارادهٔ او، منفرد و بی‌همتا نیست؛ همه در پیوستگی و ارتباطی عمیق با یکدیگر قرار دارند و خداوند از هر کدام، آنچه را بخواهد، می‌آفریند. این، درسِ امید است؛ درسِ نادیده گرفتن ظواهر و دل به باطنِ رحمت‌آفرینِ هستی سپردن.

نکات کلیدی

  • خداوند قادر است اضداد را از یکدیگر بیافریند: از خار، غنچه؛ از مار، مهرهٔ گرانبها.
  • ظواهر جهان تمام حقیقت نیستند؛ ورای تضادها، پیوستگی و رحمت الهی جاری است.
  • داستان مهرهٔ مار نمادی از امکانِ برآمدنِ خیر و منفعت از دل شر و خطر است.
  • این بیت به مثابهٔ درس امید است: از هر شرایط نامطبوعی می‌توان انتظار گشایش و زیبایی داشت.
  • قدرت الهی در تبدیل کفران به انابت و برآوردن نهار از سواد شب نیز همین اصل را بازتاب می‌دهد.

Sources: d6-s53 · 01:04:05

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.