Lesen Buch 6 Gleichnis Vers 2467

M6:2467 — خون چکان رو کرد با شاه و بگفت / ظلم ظاهر بین چه پرسی از نهفت

خون چکان رو کرد با شاه و بگفتظلم ظاهر بین چه پرسی از نهفت
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2467

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: خون از او می‌چکید، رو به شاه کرد و گفت: «ای بیننده‌ی این ستم آشکار، دیگر چه نیازی‌ست که از باطن نهان تو بپرسیم؟» معنا: فردی که از ظلم شاه آسیب دیده بود، در حالی که خون از او می‌چکید، به شاه گفت: وقتی ستم تو این‌گونه آشکار است، دیگر چه نیازی به پرسش از نیّات پنهان یا ستم‌های مخفی توست؟ این ظاهرِ شر تو، خود بیانگر باطن توست.

شرح

این بیت گویای صحنه‌ای است که مولانا از آن برای نقد ریا و ستم پنهان در پس اعمال ظاهراً خیر پرده برمی‌دارد. پادشاهی عازم مسجد جامع بود و اطرافیانش برای باز کردن راه او، با چوب به مردم آسیب می‌رساندند. در این میان، فردی بی‌گناه که از این ستم زخم خورده و خون از او می‌چکید، رو به شاه کرد و این سخن گزنده را بر زبان آورد.

پرسش او از شاه، «چه پرسی از نهفت؟»، پرسشی کاملاً رتوریک و اعتراضی عمیق است. او می‌گوید: وقتی این میزان ستم، این میزان خون‌ریزی و آزار، به وضوح تمام در ملأ عام اتفاق می‌افتد، دیگر چه نیازی به کنجکاوی درباره‌ی نیت‌های پنهان یا شرارت‌های ناپیدای توست؟ همین ظاهرِ کردار، خود گواهی بی‌چون و چرا بر باطن توست. این تعارض میان عمل ظاهراً خیر (رفتن به مسجد) و پیامد آشکارا شرّ آن، کانونِ انتقاد است.

مولانا در جای دیگری از مثنوی و در شرح همین مضامین، نکته‌ای بسیار حیاتی را مطرح می‌کند: ستمگری (ظلم) واقعی و فریب (مکر)، مختص آدمیان است و حیوانات به معنای حقیقی «ستمگر» نیستند. یک گرگ فقط «درنده» است؛ او فاقد «فرهنگ و کید و مکر» است. این‌جاست که می‌توانیم به فلسفهٔ افعال مرتبهٔ اول و دوم گیلبرت رایل رجوع کنیم. خوردن، خوابیدن و دریدن، افعال مرتبهٔ اول هستند که هم در حیوان و هم در انسان دیده می‌شوند. اما «ستمگرانه خوردن» یا «ظالمانه دریدن»، فعلی مرتبهٔ دوم است که بر فعل مرتبهٔ اول سوار می‌شود و مستلزم «نیت» و «آگاهی به مفاهیم اخلاقی» است. حیوانات فاقد مفهوم «عدالت» هستند، پس «ظلم» نیز برایشان معنا ندارد و نمی‌توانند «ستمگر» باشند. اما آدمی، آگاهانه و با مکر، می‌تواند مرتکب ظلمی شود که صدها بار مهلک‌تر از درندگی حیوانات است. این شاه که ظاهرش برای عبادت به مسجد می‌رود اما باطنش سراپا ظلم و تعدی است، تجسم همین نوع شرّ انسانی است که از مکر و نیت‌های فاسد برمی‌خیزد.

این نقد مولانا، انسان را به بازنگری در اعمال و نیت‌هایش فرامی‌خواند و نشان می‌دهد که ظاهرِ خیر، هرگز جایگزین باطنِ سالم و بی‌ستم نمی‌شود. خون‌های ریخته شده و فریاد مظلوم، از هر نیت پنهانی آشکارتر است و این، همان «نهفت»ی است که این «ظاهر» آن را به فریاد آورده است.

نکات کلیدی

  • اعمال ظاهراً خیر هرگز نمی‌توانند نیت‌های پلید یا ستم‌های آشکار را پنهان کنند.
  • ظلم و مکر، برخلاف درندگی طبیعی حیوانات، مختص انسان و برخاسته از نیت و آگاهی اوست.
  • آنچه در ظاهر رخ می‌دهد، اغلب حقیقت عمیق‌تر و نهان‌تری را آشکار می‌کند.
  • شخصیت معنوی حقیقی، در هماهنگی بین ظاهر و باطن و پرهیز از ستم نهفته است.

Sources: d6-s57 · 15:32:41 d6-s57 · 20:00:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.