Lesen Buch 6 Der Meister, der König von Termiz, lässt ausrufen: »Wer in drei oder vier Tagen nach Samarkand reist, dem werde ich für jene wichtige Angelegenheit Ehrengewänder, Pferde, Sklaven, Sklavinnen und so viel Gold geben.« Und der Harlekin hörte die Nachricht dieses Aufrufs im Dorf und kam in Eile zum König und sagte: »Ich kann auf keinen Fall gehen.« Vers 2519

M6:2519 — جمع گشته بر سرای شاه خلق / تا چرا آمد چنین اشتاب دلق

جمع گشته بر سرای شاه خلقتا چرا آمد چنین اشتاب دلق
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2519

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: مردم بر سرای پادشاه گرد آمدند، تا بدانند که چرا آن دلق با چنین شتابی آمده است. معنا: این بیت صحنهٔ گرد آمدن مردم شهر را در مقابل کاخ پادشاه توصیف می‌کند، در پی ورود شتاب‌زدهٔ پیک، تا جویای علت این عجله و خبر مهمی شوند که او حمل می‌کند. اضطراب و کنجکاوی همگانی در شهر موج می‌زند.

شرح

مولانا در این بیت به زیبایی حال و هوای یک شهر و جماعتی را به تصویر می‌کشد که ناگهان با رخدادی غیرمترقبه مواجه می‌شوند. دلقک یا پیک، با شتابی وصف‌ناپذیر خود را به سرای شاه رسانده، تا جایی که پیش‌تر اشاره شد، اسب‌های زیادی در این راه تلف شده‌اند. این عجلهٔ بی‌سابقه، که از قاعدهٔ معمول خارج است، نه تنها شاه و درباریان را به «فچ‌فچ» و «وهم» می‌اندازد، بلکه دامنهٔ تأثیر خود را به تمامی شهر، از «خاص و عام»، می‌گستراند.

اینجا مولانا هنرمندانه به داستان‌پردازی می‌پردازد و صحنه‌ای اجتماعی-روانی را ترسیم می‌کند. مردم بر در سرای شاه گرد می‌آیند، نه برای جشن یا مراسمی عادی، بلکه برای دریافت پاسخی به «چرایی» این شتاب. آنان در «تشویش» و «توهم» به سر می‌برند و به «فال زدن از قیاس» می‌افتند؛ «یا عدوی قاهری در قصد ماست» یا «بلایی مهلکی از غیب خاسته». این بیت نمایانگر آن است که چگونه یک اتفاق ناگهانی، می‌تواند لایه‌های پنهان اضطراب و گمانه‌زنی را در اذهان عمومی بیدار کند. مولانا در اینجا به هستی‌شناسی انسان می‌پردازد، نه به خود خبر؛ به واکنش در برابر ناشناخته، و به قدرت تخیل مردم در پروراندن ترس‌ها. این دلقک، هر که باشد، با خود نه فقط خبری، که موجی از پرسش و اضطراب آورده است.

نکات کلیدی

  • مولانا به زیبایی روان‌شناسی جمعی و واکنش مردم به رخدادهای غیرمنتظره را ترسیم می‌کند.
  • شتاب غیرعادی پیک، موجی از پرسش و اضطراب در شهر ایجاد می‌کند.
  • مردم در مواجهه با ناشناخته، به گمانه‌زنی و خیال‌پردازی در مورد بلایا روی می‌آورند.
  • این بیت نشان می‌دهد که چگونه یک خبر ناگهانی می‌تواند منجر به اجتماع و کنجکاوی عمومی شود.

Sources: d6-s58 · 00:18:56 d6-s58 · 00:17:25

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.