Lesen Buch 6 Die Maus flehte den Frosch an: »Such keine Ausreden und schieb die Erfüllung dieser meiner Bitte nicht auf! Denn im Aufschub liegen Unglücke, und der Sufi ist ein Kind der Zeit und lässt die Hände seines Vaters nicht los. Und der barmherzige Vater des Sufi, der die Zeit ist, lässt ihn nicht auf morgen warten, sondern hält ihn so tief in seinem Rosengarten der schnellen Abrechnung versunken, dass er nicht wie die einfachen Leute auf die Zukunft wartet. Er ist ein Fluss, kein Zeitalter, denn bei Allah gibt es weder Morgen noch Abend, weder Vergangenheit noch Zukunft, weder Ewigkeit noch Unendlichkeit. Dort gibt es keinen früheren Adam und keinen späteren Dajjal, denn diese Formen gehören zum Bereich des partikulären Verstandes, und die tierische Seele im Reich des raum- und zeitlosen hat diese Formen nicht. Also ist er ein Kind einer Zeit, von der man nur die Negation der Trennung der Zeiten versteht, so wie man von Allah, dem Einen, die Negation der Dualität versteht, nicht die Wirklichkeit der Einheit.« Vers 2720

M6:2720 — در مدزد آن روی مه از شب روان / سرمکش زین جوی ای آب روان

در مدزد آن روی مه از شب روانسرمکش زین جوی ای آب روان
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2720

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: ای ماه رخسار، روی خود را از شب‌روان پنهان مکن؛ ای آب روان، از این جوی سر باز مزن (یا به آن پشت مکن). معنا: مولانا در این بیت از معشوق الهی می‌خواهد که حضور خود را از طالبان پنهان نکند و رحمت و فیض خود را دریغ نورزد، زیرا حضور او شب‌های تاریک زندگی را روشن و دل‌های تشنه را سیراب می‌کند.

شرح

در ساحت عرفان، و به خصوص در مثنوی مولانا، مفهوم «نقد حال» و غنیمت شمردنِ حضور حق در «اکنون»، از آموزه‌های بنیادین است. بحث بر سر این است که آیا ما «نقد» را برمی‌گیریم یا به «نسیه» دل می‌بندیم. صوفیان و عارفان همواره بر این تأکید داشته‌اند که آنچه در این لحظه، در «حال» ما، نقد و بی‌واسطه حاضر است، ارزشش از وعده‌های آینده به مراتب بیشتر است، حتی اگر آن نقد، به ظاهر، «سیلی» از معشوق باشد و نسیه، «صد درم» شیرین! مهم آن حضورِ بی‌واسطه است، نه کیفیت ظاهری آن. این بیت نیز در همین سیاق معنا می‌یابد.

در این بیت، مولانا گفتگوی زمینی میان یک خواجهٔ ثروتمند و یک صوفی بر سر «نقد» و «نسیه» را به سطح والاتری ارتقا می‌دهد؛ آن را بدل به مکالمه‌ای میان عاشق و معشوق الهی می‌کند. او از حضرت حق درخواست می‌کند که حضور خود را از «شب‌روان» — یعنی سالکان و طالبانی که در تاریکی جهل و طلب به سر می‌برند — دریغ نکند. «روی مه» در اینجا استعاره‌ای است از جلوه و حضور زیبای الهی. این ماه نه تنها باید در شب بدرخشد و راهنمای شب‌روان باشد، بلکه نباید خود را از آنان پنهان کند. این یک درخواست ازلی است: ای معشوق، حضورت را از طالبان دریغ مدار!

همین‌طور، مولانا از آب روانِ رحمت و فیض الهی می‌خواهد که «سر مکش» و از این «جوی» که زندگی تشنگان است، خود را پنهان نکند. این جوی خشک‌کام، تشنهٔ باران رحمت اوست. اگر آن ماه رو نتابد و این آب روان جاری نشود، شب ما در ظلمت می‌ماند و کشتزار روح ما خشک و بی‌ثمر. مولانا به‌وضوح می‌فرماید که مهم‌ترین چیز برای سالک آن است که بداند معشوق «هستی، حاضری، نقدی و در کنار مایی». حضور او چه به شکل لطف باشد و چه به شکل قهر، چه با شیرینی تجلی کند و چه با تلخی «سیلی»، مهم آن است که به معنای «حضور» است. این حضور است که شب ما را روشن می‌کند و کشتزار دل ما را خرم و سبز می‌سازد. همان‌گونه که سرسبزی و طراوت یک کشتزار نشانه‌ای از باران پنهانی است، شور و شادی عارف نیز نشانه‌ای از حضور و لطف غیبی حق است.

نکات کلیدی

  • حضور بی‌واسطهٔ حق، حتی اگر دشوار باشد، از وعده‌های آینده ارزشمندتر است.
  • معشوق الهی نباید حضور و فیض خود را از سالکان تشنهٔ درک حقیقت دریغ کند.
  • «روی مه» و «آب روان» استعاره از تجلی و رحمت الهی‌اند که راه تاریک شب‌روان را روشن می‌کنند.
  • وجود «آب روان» و «باران پنهانی» با سرسبزی و خرمی کشتزار دل‌ها آشکار می‌شود.
  • اهمیت «نقد حال» در عرفان: غنیمت شمردن «اکنون» و حضور الهی در آن.

Sources: d6-s63 · 44:55:00 d6-s63 · 47:38:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.