Lesen Buch 6 Die Geschichte von den Nachtdieben, in die Sultan Mahmud nachts hineingeriet und sagte: »Ich bin einer von euch«, und so ihre Verhältnisse erfuhr, usw. Vers 2875

M6:2875 — در زمین حق را و در چرخ سمی / نیست پنهان‌تر ز روح آدمی

در زمین حق را و در چرخ سمینیست پنهان‌تر ز روح آدمی
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:2875

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در زمین و در بلندای آسمان، هیچ چیز پنهان‌تر از روح آدمی نیست. معنا: مولانا در این بیت اظهار می‌کند که در تمامی گسترهٔ هستی، از زمین تا اوج افلاک، روح آدمی پنهان‌ترین و رازآلودترین حقیقت است.

شرح

بی‌شک، هیچ سرّی در پهنهٔ وسیع هستی، نه در زمین و نه در اوج افلاک، به اندازهٔ روح آدمی پنهان و ژرف نیست. این، حقیقتِ کلام الهی است که به پیامبر اکرم (ص) فرمود: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ مَا أُوتِیتُم مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلاً». یعنی روح از جنس امر پروردگار است و شما را از دانش آن جز اندکی نداده‌اند. این آیه به وضوح نشان می‌دهد که روح، حقیقتی است که از دسترس فهم عادی بشر فراتر رفته و در پرده‌ای از راز نهفته است؛ اینجاست که مولانا با تأکید بر «روح آدمی»، آن را از هر موجود دیگری در خلقت پنهان‌تر می‌خواند.

من بارها گفته‌ام که در قرآن کریم، تفکیک دکارتی میان نفس و بدن به آن شکل که در فلسفهٔ یونانی و غربی مطرح است، دیده نمی‌شود. غالباً «نفس» به معنای تمامیت وجود آدمی به کار رفته و «روح» نیز بیشتر به روح‌القدس یا روح دمیده شده از جانب خداوند اشاره دارد که به کالبد حیات می‌بخشد. اما در اینجا، مولانا به‌روشنی از «روح آدمی» سخن می‌گوید؛ روحی که جوهرهٔ وجود ما را تشکیل می‌دهد و با همهٔ حضورش، بر خود ما نیز پنهان است. این پنهان‌بودگی مطلق روح، خود نشانه‌ای از عظمت و پیوند آن با امر الهی است.

با این حال، مولانا راهی برای درک این حقیقت پنهان گشوده است. او مفهوم «شاهد» را مطرح می‌کند. شاهد، آن انسانِ کامل یا نبی‌ای است که چشمانش از هر «غرضی» پاک شده است. غرض، حجابی است بر دیدگان دل؛ همان‌طور که مولانا می‌گوید «حُبُّ الشَّیْءِ یُعْمِی وَ یُصِمُ»، عشق به چیزی تو را کور و کر می‌کند و بزرگترین تعلق و غرض، حب نفس است. اما شاهدی که خداوند او را «شاهد» نامیده – همچون پیامبر اکرم که «إِنَّا أَرْسَلْنَاکَ شَاهِداً» – دیدگانی بی‌غرض دارد. این دیدگانِ بی‌غرض، «چشم تیز»ی است که از «شب‌خیز» بیدار او، اسرار گریز ندارند. چنین چشمی، آن حقیقت پنهان، یعنی روح آدمی را می‌بیند و با دیدن روح، هیچ چیز دیگری بر او پنهان نمی‌ماند. او نه تنها مقامات بندگان را می‌داند، بلکه بر احوال زمین و آسمان نیز گواه است.

پس این پنهان‌بودگی روح، برای عوام و آنان که در حجاب غرض‌ها گرفتارند، امری لایتناهی است. اما برای «شاهد» که خداوند او را «عدل» خویش می‌نامد و چشم دوست می‌خواند، این پنهان‌ترین راز نیز فاش می‌شود. معرفت نفس، در نظر مولانا، همان سخت‌ترین و عالی‌ترین نوع معرفت است که سرانجام به معرفت حق منجر می‌شود؛ «مَن عَرَفَ نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه». این بیت، به اعتباری، نقشهٔ راه آن کسانی است که جویای کشف پنهان‌ترین حقیقت وجودی خویش‌اند، پنهانی که کلید گشایش همهٔ رازهاست.

نکات کلیدی

  • روح آدمی پنهان‌ترین حقیقت در تمام هستی است که از فهم عادی بشر فراتر می‌رود.
  • قرآن کریم نیز بر رازآلودگی روح تأکید دارد و آن را از «امر ربی» می‌داند که دانش بشر نسبت به آن اندک است.
  • کشف این حقیقت پنهان، تنها برای «شاهد» ممکن است؛ کسی که چشمان دلش از «غرض‌ها» و خودخواهی پاک گشته.
  • شاهد با دیدن روح، به معرفت مطلق دست می‌یابد و همهٔ اسرار هستی بر او آشکار می‌شود.
  • معرفت نفس (خودشناسی) اگرچه دشوارترین است، اما گام نخست و اساسی در راه رسیدن به معرفت الله (خداشناسی) است.

Sources: d6-s65 · 07:53:08 d6-s65 · 08:36:18 d6-s65 · 08:52:00 d6-s65 · 09:15:28

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.