Lesen Buch 6 Der Herr befahl der Mutter des Mädchens Geduld und sagte: »Bestrafe den Sklaven nicht; ich werde ihn ohne Bestrafung von dieser Begierde abhalten, damit weder der Spieß verbrennt noch das Kebab roh bleibt.« Vers 320

M6:320 — صبر کن کالصبر مفتاح الفرج / تا نیفتی چون فرج در صد حرج

صبر کن کالصبر مفتاح الفرجتا نیفتی چون فرج در صد حرج
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:320

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: صبر کن، زیرا صبر کلید گشایش است؛ تا از شتاب‌زدگی مانند فرج (گشایش یا مراد جنسی) در صدها تنگنا و دشواری نیفتی.

معنا: این بیت حکم می‌کند که در هر کار، به ویژه در مواجهه با ظاهر فریبندهٔ دنیا، صبر پیشه کنیم تا از عجله و طمع‌ورزی به دام مشکلات نیفتیم و به جای گشایش، دچار صدها تنگنا نشویم.

شرح

این بیتِ حکیمانه و پرنکته، پیامی محوری در مثنوی را، با اشاره‌ای ظریف به داستان غلام و عروس دروغین، به دست می‌دهد: «صبر کن کالصبر مفتاح الفرج / تا نیفتی چون فرج در صد حرج». بخش اول، ضرب‌المثل مشهور عربی است که نیازی به توضیح ندارد: صبر، کلید گشایش و فرج است. اما نیم‌بیت دوم، با یک ایهام درخشان، این پند را به عمق بیشتری می‌برد.

من قبلاً هم گفته‌ام که مولانا، برخلاف حافظ که هنرمند کلمات و صنعت‌گری در شعر است، یک شاعر طبیعی‌طبع و «بحر شعار» است که سیل معارف از جان او می‌جوشد و گاه با شوخی‌ها و تمثیل‌های جسورانه، حقیقت را آشکار می‌کند. در اینجا، او به داستان «گنده‌پیر» اشاره دارد؛ پیرزنی فریبکار که خود را همچون «نوعروس» جلوه می‌دهد تا غلام بیچاره را گول بزند. غلام، با حرص و شتاب‌زدگی، به امید «فرج» (آسودگی و کام‌روایی جنسی) به سوی این عروس دروغین می‌شتابد، اما به جای آن، خود را در «صد حرج» (صد تنگنا و دشواری) می‌یابد. اینجا مولانا از ایهام کلمه «فرج» بهره می‌برد؛ هم به معنای گشایش و رستگاری، و هم به معنای عضو جنسی. غلام، با شتاب به دنبال فرجی خاص بود، اما در حرج گرفتار آمد.

پیام مولانا روشن است: دنیا نیز همچون همین «گنده‌پیر» است که خود را در هیئت «نوعروس» و با «گلگونه» و آرایش به انسان جلوه می‌دهد. نعیم و لذت‌های این جهان، از دور خوش و آب‌نما می‌نماید، اما هرگاه به آن نزدیک شوی، همچون سراب است. اگر انسان بدون صبر و بصیرت، به این ظواهر فریبنده دل دهد و شتاب‌زده به دنبال «انعام» و گشایش‌های موقت آن برود، بی‌تردید نه تنها به «فرج» حقیقی نمی‌رسد، بلکه در «صد حرج» و ندامت گرفتار می‌آید. این «غرور» (گول خوردن و فریب خوردن) که مولانا به آن اشاره می‌کند، تنها مخصوص آن غلام نبوده، بلکه دام عامی است که هر انسان بی‌صبری در آن می‌افتد.

از همین روست که صبر، یک فضیلت صرفاً اخلاقی نیست، بلکه یک رکن معرفتی و هستی‌شناختی در طریق سلوک است. صبر، به انسان فرصت می‌دهد تا از «کف دریا» فراتر رود و «دریا» را ببیند؛ تا ظاهر فریبندهٔ «ماکیان» را با حقیقت «خروس» اشتباه نگیرد. بدون این صبر، ما همیشه در ندامت زار زار خواهیم نالید. این صبر است که به ما می‌آموزد «بار خود بر کس منه / بر خویش نه» و از تکیه بر ظواهر دنیا پرهیز کنیم، زیرا پایان این راه، جز «ویران‌پرستی» و «نقرس» (بیماری و گرفتاری) نیست. صبر یعنی دیدن حقایق پنهان پشت نقاب‌ها و پرده‌ها، و به جای شتاب به سوی یک «شهر ویران»، راه خود را به سوی بستان‌های حقیقی تغییر دادن.

نکات کلیدی

  • صبر کلید هر گشایش است؛ عجله در امور دنیوی انسان را به تنگنا می‌کشاند.
  • ظاهر فریبندهٔ دنیا (مانند 'گنده‌پیر' در لباس 'نوعروس') انسان را به دام 'حرج' می‌اندازد.
  • کلمه «فرج» در بیت ایهام دارد: هم به معنای گشایش و هم به معنای کام‌جویی جنسی (که در داستان مربوط به غلام، به حرج منجر شد).
  • «غرور» در مثنوی به معنای فریب خوردن از ظاهر دنیاست، نه تکبر.
  • صبر نه تنها فضیلتی اخلاقی است، بلکه ابزاری معرفتی برای دیدن ورای ظواهر است.
  • شتاب‌زدگی و طمع، انسان را از «فرج» حقیقی بازمی‌دارد و به پشیمانی می‌کشاند.

Sources: d6-s08 · 31:45 d6-s08 · 38:14

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.