Lesen Buch 6 Das Gleichnis des Schielenden wie jener Fremde namens Umar, den man wegen dessen von einem Laden zum anderen schickte, und er verstand nicht, dass alle Läden in diesem Sinne eins sind: dass sie hier kein Brot verkaufen. Ich werde hier Wiedergutmachung leisten. Ich habe mich geirrt, mein Name ist nicht Umar. Wenn ich in diesem Laden Buße tue und Wiedergutmachung leiste, finde ich Brot in allen Läden dieser Stadt. Und wenn ich ohne Wiedergutmachung weiterhin Umar heiße, gehe ich an diesem Laden vorbei und bin beraubt und schielend, und ich habe diese Läden voneinander getrennt gesehen. Vers 3238

M6:3238 — بار گوناگونست بر پشت خران / هین به یک چون این خران را تو مران

بار گوناگونست بر پشت خرانهین به یک چون این خران را تو مران
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3238

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: بر پشتِ چهارپایان بارها گونه‌گون است؛ هان، با یک چوب این چهارپایان را مَران. معنا: بارها و سرنوشت‌های موجودات متفاوت است؛ پس نباید با یک دید و حکم واحد با همهٔ آن‌ها برخورد کرد و همه را به یک چوب راند.

شرح

این بیت هشداری است دقیق و بسیار مهم از مولانا در مسیر سلوک و فهم عالم. پیش‌تر سخن از وحدت و نفی دوبینی (احولی) بود، اما این بیت به وجه دیگر سکه می‌پردازد: پرهیز از یکسان‌انگاری و ندیدن کثرت در عین وحدت. مولانا می‌گوید «همه یک حکم ندارند.» و این اصل کلیدی را با تمثیل «خران» به تصویر می‌کشد؛ «خران» در اینجا نه به معنای اهانت، بلکه استعاره‌ای است از موجوداتی که بار گوناگون بر دوش می‌کشند – بارهایی که از «لعل و گوهر» تا «سنگ و مرمر» متفاوت است. این تفاوت در بارها، ماهیت درونی و حقیقت هر موجود را بازمی‌تاباند.

«هین به یک چوب این خران را تو مران» دستوری است برای دست برداشتن از قضاوتی واحد و یک‌شکل. اشتباه «احول» یا دوبین فقط در ندیدن وحدت نیست، بلکه در نادیده گرفتن تنوع و تمایزات ضروری نیز هست. نگاه عارفانه، در عین دیدن وحدت هستی، باید قادر به تشخیص «شاه در هر لباس» باشد. هر مظهری، هر جلوه‌ای، «بار» خاص خود را دارد و باید با نگاهی متناسب و در خور آن نگریسته شود. این همان چیزی است که مولانا در جای دیگری بیان می‌کند که «بستگی دارد به چشمی که در جو نگاه می‌کند.» گاهی این «جو» تنها عکس خیالی است و گاهی آنقدر حقیقی که «سبد را از میوه پر می‌کند.» پس، همه جوها و همه موجودات را نمی‌توان با یک حکم و یک چوب راند و یکسان انگاشت. این درکِ تمایز، مکملِ درکِ وحدت است و سالک را از تقلیل‌گرایی مصون می‌دارد؛ چرا که عالم با همه‌ی کثراتش تجلیِ واحد حق است و هر کثرت وجهی یگانه از آن وحدت بی‌صورت را به خود گرفته است.

نکات کلیدی

  • لزوم درک تفاوت‌ها و پرهیز از یکسان‌انگاری در حکم و برخورد با موجودات و موقعیت‌ها.
  • هر موجود بار و ماهیتی یگانه دارد که از جنس آن (لعل و گوهر یا سنگ و مرمر) مشخص می‌شود.
  • خطای دوبینی هم در نادیده گرفتن وحدت است و هم در نادیده گرفتن کثرت و تمایزات ضروری.
  • نگاه عارفانه باید قادر به شناخت مظاهر گوناگون حق باشد و هر «لباس»ی را به تناسب بنگرد.
  • کیفیت ادراک ماست که واقعیت را آشکار می‌کند؛ نه همهٔ پدیدارها به یک اندازه حقیقی‌اند.
  • این بیت هشداری علیه تقلیل‌گرایی در فهم هستی و روابط انسانی است.

Sources: d6-s72 · 00:40:55 d6-s72 · 00:45:13 d6-s72 · 00:54:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.