Lesen Buch 6 Der Vermittler verteilt im gesamten Stadtgebiet von Täbris und sammelt eine kleine Summe. Der Fremde geht zum Grab des Muhtasibs, um es zu besuchen, und erzählt diese Geschichte am Grabe als Klagegesang. Bis zum Ende. Vers 3252

M6:3252 — شکر او شکر خدا باشد یقین / چون به احسان کرد توفیقش قرین

شکر او شکر خدا باشد یقینچون به احسان کرد توفیقش قرین
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3252

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: شکرگزاری از او (بخشنده) بی‌گمان شکر خداست، چرا که خداوند توفیق احسان کردن را قرین عمل او گردانده است. معنا: مولانا می‌گوید وقتی کسی به ما احسان می‌کند، شکرگزاری از او در حقیقت شکرگزاری از خداوند است، زیرا خداوند به آن شخص توفیق و توانایی نیکوکاری را عطا کرده است.

شرح

من تردیدی ندارم که این بیت یکی از آموزه‌های کلیدی مولانا در باب سپاسگزاری و نگاه به مبدأ نیکی‌هاست. مولانا در اینجا با قاطعیت تمام می‌فرماید که وقتی بنده‌ای به دیگران احسان می‌کند و دست بخشندگی پیش می‌آورد، شکرگزار بودن از او، در حقیقت شکرگزار بودن از خداوند است. چرا؟ چون این توفیقِ احسان، این نعمتِ بخشندگی، از جانب خداوند به آن بنده داده شده است. آن دستِ بخشنده، هرچند که دست مخلوق است، اما در حقیقت و از منظر اهل معرفت، دست خداوند است.

در سنت اسلامی نیز حدیث مشهور «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» (هر که مخلوق را شکر نکند، خالق را شکر نکرده است) همین معنا را تأیید می‌کند. من خودم شاهد این بوده‌ام که در فرهنگ‌های غربی، این عادت "Thank you" گفتن چقدر رایج است و این خود، عمل بسیار انسانی و نیکی است. برای کسی که چشمان "خدابین" دارد و "مبدأالمبادی" را می‌شناسد، دست بخشنده آدمیان، دست بخشنده خداست. از همین رو، وقتی از مخلوق سپاسگزاری می‌کنیم، دو شکر می‌گزاریم: یکی شکر از آن بنده و دیگری شکر از حق، که او را واسطه خیر قرار داده است.

مولانا پا را فراتر می‌گذارد و تأکید می‌کند که نه تنها شکر چنین بنده‌ای شکر حق است، بلکه ترک شکر او نیز ترک شکر حق محسوب می‌شود. «حق او لاشک به حق ملحق بود». این «حق» در اینجا، هم می‌تواند به معنای خداوند باشد و هم به معنای حقوقی که آن بنده بر ما دارد. یعنی حقی که آن نیکوکار بر ما دارد تا از او سپاسگزاری کنیم، به حق خداوند بر ما ملحق می‌شود. پس «شکر می‌کن مر خدا را در نعم / نیز می‌کن شکر و ذکر خواجه هم». باید هم شکر خداوند را به جای آوریم که سرچشمه تمامی احسان‌ها و انعام‌هاست و هم آن «خواجه‌ای» را که مستقیماً به ما احسان کرده، به یاد داشته و از او سپاسگزار باشیم.

این سخن مولانا، ما را به یاد نزاع دیرین میان اشاعره و معتزله در باب «وجوب شکر منعم» می‌اندازد. آیا شکر نعمت‌دهنده، واجب عقلی است یا صرفاً واجب شرعی؟ معتزله معتقد بودند که عقل مستقلاً بر وجوب شکر منعم حکم می‌کند و این از محاسن عقلی است. اما اشاعره بر این باور بودند که وجوب شکر، فقط با فرمان شرع محقق می‌شود و عقل به تنهایی قادر به درک این وجوب نیست. اما می‌بینیم که مولانا، بی‌هیچ اما و اگری، این شکر را ضروری می‌شمارد و هم شکر "خواجه" را واجب می‌داند و هم شکر "خواجه خواجگان" را. این خود نشان از تکامل و وسعت نگاه او دارد که فراتر از مناقشات کلامی، به ماهیت اخلاقی و عرفانی سپاسگزاری نظر می‌کند و آن را حقی بر گردن سالک می‌داند.

نکات کلیدی

  • شکرگزاری از انسان‌های نیکوکار، در حقیقت شکرگزاری از خداوند است، زیرا توفیق احسان از اوست.
  • دست بخشنده مخلوق، واسطه‌ای برای دست بخشنده خالق است.
  • ترک شکر منعم، به مثابه ترک شکر خداوند است و حق او با حق الهی پیوند خورده است.
  • مولانا ورای مناقشات کلامی اشاعره و معتزله، بر وجوب شکر منعم، چه انسانی و چه الهی، تأکید دارد.
  • «خدابین» کسی است که لطف خدا را در احسان بندگان او مشاهده می‌کند.

Sources: d6-s73 · 05:40:40 d6-s73 · 06:33:33 d6-s73 · 08:05:05 d6-s73 · 09:18:18 d6-s73 · 10:19:19

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.