Lesen Buch 6 Der Vermittler verteilt im gesamten Stadtgebiet von Täbris und sammelt eine kleine Summe. Der Fremde geht zum Grab des Muhtasibs, um es zu besuchen, und erzählt diese Geschichte am Grabe als Klagegesang. Bis zum Ende. Vers 3291

M6:3291 — حلم موسی‌وار اندر رعی خود / او به جا آرد به تدبیر و خرد

حلم موسی‌وار اندر رعی خوداو به جا آرد به تدبیر و خرد
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3291

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر امیری که رعیت خود را با حلمی موسا‌گونه و با تدبیر و خرد شبانی کند، بی‌گمان حق تعالی به او پاداش شبانی روحی بر فراز سپهر و معنویت عطا می‌کند.

معنا: این بیت بر این نکته تأکید دارد که حکمرانی باید بر اساس شفقت، صبر و حکمت صورت پذیرد، درست مانند شیوهٔ شبانی موسی (ع)؛ چنین رهبری، پاداشی معنوی و روحانی از جانب خداوند در پی خواهد داشت.

شرح

این بیت یکی از کلیدی‌ترین تعالیم مولانا دربارهٔ ماهیت حکمرانی و مسئولیت رهبران را در خود نهفته دارد. مولانا اینجا به سنت پیامبران و سیرهٔ موسی (ع) ارجاع می‌دهد تا تصویری از حکمران ایده‌آل ارائه کند: کسی که "حلم موساوار" دارد و "به تدبیر و خرد" کار می‌بندد. مفهوم "شبانی بشر" در اینجا دقیقاً همان چیزی است که پیامبر اکرم (ص) در حدیث مشهور "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته" بیان فرموده‌اند. همهٔ شما چوپانید و هر یک نسبت به رمهٔ خود مسئولید. این مسئولیت، خدمتی است صادقانه و نه سلطه‌ای خودکامه.

چوپانی، چنان که در سنت نبوی و عرفانی آمده، نمادی از مراقبت، صبوری و شفقت است. موسی (ع) به خاطر حلم و شکیبایی‌اش در برابر گوسفندی که از رمه جدا شده بود و سپس با مهربانی او را بازگرداند، مورد ستایش قرار گرفت. این رفتار، الگویی است برای هر حاکمی که وظیفهٔ رهبری مردم را بر عهده می‌گیرد. چوپان واقعی کسی است که به جای تنبیه و طرد، با مهربانی و دلسوزی با "رمه" خود رفتار کند، غبار خستگی از آنان بزداید و در بازگرداندن گمراهان از راه شفقت و مدارا وارد شود. اگر چوپان رمهٔ خود را بزند و بکشد و بر آنان آقایی کند، نه رمق و رمقی می‌ماند و نه چوپانی.

این بیت، به صراحت، در نقطهٔ مقابل هر اندیشهٔ "ولایت" و "آقایی" قرار می‌گیرد. حاکم چوپان است، نه خواجه؛ خادم است، نه سرور. همان‌گونه که سعدی شیراز به درستی فرمود: "گوسفند از برای چوپان نیست، بلکه چوپان برای خدمت اوست." این دیدگاه، هر نوع تفکر مبنی بر اینکه حاکم "ولی" مردم است و نه "وکیل" آنان را باطل می‌کند. اگر حاکم "ولی" باشد، خود را مالک و صاحب اختیار مردم می‌داند، حال آنکه نقش او تنها "خدمتگزاری" است. مالیات و خراجی که از مردم گرفته می‌شود، در این منطق، "مزد چوپانی" است، مشروط بر آنکه در راه مصلحت خلق مصرف شود؛ وگرنه "زهر مار" است.

مولانا ادامه می‌دهد که هر امیری که چنین شبانی کند، یعنی همان‌طور که "معتمر" (مأمور و امرشده) عمل کند و "حلم موساوار" را در رأی و تدبیر خود به کار بندد، "لاجرم حقش دهد چوپانه‌ای / بر فراز چرخ مه روحانه‌ای." یعنی پاداش او نه فقط اعتبار و مشروعیت در زمین، بلکه جایگاه و منزلتی روحانی و ملکوتی در عالم بالاست. این پاداش نه از جنس قدرت ظاهری، که از جنس "رأی اصفیا" و "روحانیت" است. اینجاست که حکمرانی از یک وظیفهٔ صرفاً دنیوی فراتر رفته و به مرتبه‌ای از کمال معنوی می‌رسد.

نکات کلیدی

  • رهبری حقیقی بر مبنای حلم، شفقت و خرد استوار است، نه بر اساس سلطه و خودکامگی.
  • وظیفهٔ حاکم خدمتگزاری به مردم است، نه آقایی بر آنان؛ این نگاه با مفهوم "ولایت" در تقابل است.
  • اقتدا به سیرهٔ پیامبران، خصوصاً "حلم موساوار"، الگوی اصلی رهبران است.
  • پاداش الهی برای حکمرانی عادلانه و دلسوزانه، منزلتی معنوی و روحانی است که فراتر از قدرت دنیوی می‌رود.
  • حکمران مانند چوپانی است که مسئولیت حفاظت و هدایت گله را بر عهده دارد و در برابر آن مسئول است.

Sources: d6-s73 · 01:04:44 d6-s73 · 01:08:01 d6-s73 · 01:17:17

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.