Lesen Buch 6 Der Vermittler verteilt im gesamten Stadtgebiet von Täbris und sammelt eine kleine Summe. Der Fremde geht zum Grab des Muhtasibs, um es zu besuchen, und erzählt diese Geschichte am Grabe als Klagegesang. Bis zum Ende. Vers 3316

M6:3316 — کو همان‌جا که به وقت علتی / چشم پرد بر امید صحتی

کو همان‌جا که به وقت علتیچشم پرد بر امید صحتی
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3316

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کجاست آنجا که به وقت بیماری، چشم [از امید] پر می‌زند به آرزوی سلامتی؟

معنا: این بیت به این حقیقت اشاره دارد که در اوج بیماری و رنج، چشم انسان بی‌اختیار و از روی امید به سوی سرچشمهٔ شفا و سلامت پر می‌زند.

شرح

ما در این بیت با یکی از ژرف‌ترین اشارات مولانا به حقیقت طلب و جویندگی انسان روبرو هستیم. «کو؟» این پرسش ساده، این بانگِ فاخته‌وارِ «کو کو» که در شعر خیام نیز آمده، در اینجا از سطح یک پرسش متعارف فراتر می‌رود و به پرسشی وجودی بدل می‌شود. مولانا در ادامهٔ سخنان وامدار که پیوسته می‌پرسید «کو؟»، می‌فرماید که این «کو» گفتن اگر به حقیقتش واقف باشیم، در اصل اشاره به «همان جا»یی دارد که سرچشمهٔ صفات رحمت الهی است: قدرت است، نزهت است، فطنت است. هرگاه که دلِ اندیشه‌ورِ ما در اوج غم و اندوه قرار می‌گیرد، امید ما به سوی همان سرچشمه پر می‌کشد.

این بیت به گونه‌ای بسیار محسوس و ملموس، این حقیقت را بازگو می‌کند: «کو همانجا که به وقت علتی / چشم پرد بر امید صحتی». نگاه کنید به این تصویر! انسانی که در بستر بیماری افتاده، با چه امیدی چشم می‌پراند به آرزوی سلامتی؟ این پریدن چشم، این تشنج ناگهانی، در باور قدما نشانهٔ آمدن خبری خوش بود. اما مولانا این را عمیق‌تر می‌بیند. این پریدن چشم، این اشارت بی‌کلام بدن، در واقع اشاره‌ای است به سرچشمهٔ نهایی شفا، به آنجایی که بیماری‌ها را دوا می‌کند و سلامت می‌بخشد. این آرزوی سلامتیِ که در ژرفای جان هر بیمار ریشه دارد، به همان «کو»ی اصلی باز می‌گردد.

درست همانند کشاورزی که در زمان خشکی کشتش «باد» می‌جوید یا دریانوردی که کشتی‌اش در معرض غرقاب است و برای رهایی «باد» می‌جوید، یا آن هنگام که زبان ما به ذکر قالبی «یا هو» مشغول است و در همین حین «دل» ما به «آن اویی که پشت آن هو نشسته است» اشاره می‌کند؛ همهٔ اینها تجلی‌گاه‌های مختلف همان «کو»ی اصلی است. این بیت بیان می‌کند که در اوج نیاز و ضعف و بیماری، جوشش امید در ما، چشم ما را به سوی آن حقیقت پنهان پرواز می‌دهد. تنها آن «ولی خداوند»، آن انسان کامل، که «مع الله» است و هماره در حضور حق به سر می‌برد، نیازی به این «کو» گفتن ندارد. اما برای ما، برای منی که از او دورم، این «کو» گفتن، این طلب، عین زندگی و نشانِ اتصالِ ناگسستنیِ ما به اصل خویش است. این «کو» نشان می‌دهد که ما هماره، حتی در ناامیدترین لحظات، به حقیقتِ آن سرچشمهٔ امید متصل‌ایم.

نکات کلیدی

  • «کو؟» فراتر از یک پرسش عادی، اشاره‌ای وجودی به سرچشمهٔ صفات رحمت الهی است.
  • در اوج نیاز و بیماری، پریدن چشم از امید به سلامتی، نمادی از میل ذاتی روح به شفا از مبدأ غیبی است.
  • امید درونی انسان حتی در ناامیدی، به همان سرچشمهٔ نهایی قدرت و شفابخشی متصل است.
  • طلب و جویندگی («کو» گفتن) نشانهٔ جدایی از اصل است، در حالی که انسان کامل «مع‌الله» بی‌نیاز از آن است.

Sources: d6-s74 · 00:39:52 d6-s74 · 00:41:00 d6-s74 · 00:42:57

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.