Lesen Buch 6 Die Verurteilung des Propheten Yusuf (Friede sei mit ihm) zu mehreren Jahren Gefängnis, weil er Hilfe von jemand anderem als Gott suchte und sagte: »Erwähne mich bei deinem Herrn«, mit seiner Begründung. Vers 3445

M6:3445 — کار و بار انبیا و مرسلون / هست از افلاک و اخترها برون

کار و بار انبیا و مرسلونهست از افلاک و اخترها برون
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3445

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: کار و بار و مشغلهٔ پیامبران و رسولان ورای افلاک و ستاره‌هاست.

معنا: این بیت بیانگر آن است که انبیا و اولیا، در ظاهر در این جهان مادی زیست می‌کنند، اما در باطن، حیطه‌ی وجودی و عملکرد ایشان فراتر از حدود زمان و مکان و قوانین طبیعی است.

شرح

از منظر مولانا، انبیا و مرسلون، اگرچه به حکم زیست در جهان جسمانی، در میان ما حضور دارند و ظاهراً اسیر قیود طبیعت‌اند، اما در حقیقت، کار و بار حقیقی‌شان ورای این حصارهاست. آنان در همین‌جا نشسته‌اند، اما در فضای بی‌کران عوالم غیب سیر می‌کنند. تصوری که ما از یک انسان عادی داریم، برای فهم مقام پیامبران و واصلان کافی نیست؛ ما نباید گمان بریم که ایشان نیز مانند ما، در بند زمان و مکان و قوانین مادی‌اند.

مولانا این حقیقت را با مثالی روشن می‌کند: چگونه ماه در یک شب همهٔ بروج آسمانی را می‌پیماید و از این سو به آن سو می‌رود، پس چگونه ممکن است که افکار بلند و همّت‌های رفیع انبیا و اولیای الهی نتواند از افلاک درگذرد و عوالم ماورایی را درنوردد؟ این‌گونه است که قلمرو سلطنت حقیقی آنان جای دیگری‌ست، ورای آنچه با چشم سر قابل رؤیت است.

این «کار و بار» فراتر از افلاک، به معنای قلمرویی است که در آن، نفس و روح ایشان در بی‌صورتی و رهایی مطلق سیر می‌کند. اگر ما می‌خواهیم کار و بار حقیقی آنان را دریابیم، باید خود نیز «برون رو هم ز افلاک و دوار»، یعنی از زندان طبیعت و دَوَران مکرر آن فراتر رویم. مادامی که ما در حصار عالم ماده محبوسیم، توان درک تصرفات و سیر بی‌کرانِ باطنی آنان را نداریم.

این همان نکته‌ای است که مولانا در غزلیات شمس، با کمال صراحت بیان کرده: «من مرغ لاهوتی بدم، دیدی که ناسوتی شدم». او تأکید می‌کند که ما را نباید با «چشم سر» یعنی نگاه سطحی و مادی دید، بلکه باید با «چشم دل» به حقیقت وجودشان نگریست و در آنجا، در قلمرو لاهوت، آنان را در سبکی و رهایی یافت. این حضور آنان در جهان ناسوت، نه برای اسارت، که برای «سبکباری» و ایفای رسالتی است که به دوش دارند.

البته این به معنای انزوا یا عدم ارتباط با مردم نیست. انبیا مأموریت دارند که «نُکَلِّمُ الناسَ علی قَدرِ عُقولِهِم» (با مردم به قدر عقل‌شان سخن بگویند). پس وقتی سخن می‌گویند یا در این جهان عمل می‌کنند، این اعمال و گفتار محدود به ظرفیت فهم آدمیان می‌شود، وگرنه اگر با حقیقت محض از قلمرو لاهوتی خود سخن بگویند، ما را به حیرتی ناخواسته می‌افکنند. زندگی ظاهری آنان در میان ما، نوعی مماشات و معاشرت است، نه انعکاس تمام‌عیار گستره‌ی وجودی‌شان. آنان اینجا نشسته‌اند، اما نه از روی اسارت، بلکه از سر انتخاب و برای هدایت.

نکات کلیدی

  • حوزهٔ حقیقی وجود و کار پیامبران و اولیا ورای زمان، مکان و قوانین طبیعی است، حتی اگر در ظاهر در جهان مادی حضور داشته باشند.
  • درک این حقیقت مستلزم فراتر رفتن از محدودیت‌های ادراک حسی و مادی است؛ ما باید با «چشم دل» ببینیم.
  • مولانا حضور پیامبران در جهان مادی را نه اسارت، بلکه حضوری «سبکبار» و انتخابی برای ایفای رسالت می‌داند.
  • انبیا با وجود وسعت باطنی، با مردم به قدر فهم آنان سخن می‌گویند تا موجب حیرت ناخواسته نشوند.
  • این بیت تأکید می‌کند که مقام اولیا و واصلان چیزی فراتر از زندانی بودن در طبیعت است؛ آن‌ها در عین حضور زمینی، در عوالم بی‌کران غیب سیر می‌کنند.

Sources: d6-s77 · 04:44:00 d6-s77 · 06:05:00 d6-s77 · 08:41:00 s09 [04:40] s10 [01:00:21]

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.