Lesen Buch 6 Die Verurteilung des Propheten Yusuf (Friede sei mit ihm) zu mehreren Jahren Gefängnis, weil er Hilfe von jemand anderem als Gott suchte und sagte: »Erwähne mich bei deinem Herrn«, mit seiner Begründung. Vers 3450

M6:3450 — تاب لطفش را تو یکسان هم مدان / سنگ را و لعل را داد او نشان

تاب لطفش را تو یکسان هم مدانسنگ را و لعل را داد او نشان
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3450

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: قدرت لطف او را یکسان مپندار؛ که او به سنگ و لعل نشان و بهره‌ای متفاوت داد.

معنا: مولانا در این بیت بیان می‌کند که هرچند فیض و رحمت الهی فراگیر است و بر همه موجودات عالم می‌تابد، اما موجودات به دلیل تفاوت در ماهیت و ظرفیت وجودی‌شان، بهره‌های متفاوتی از این لطف می‌برند.

شرح

این بیتِ مثنوی، دریچه‌ای است به یکی از عمیق‌ترین مباحث فلسفی و عرفانی؛ بحث تفاوت موجودات در دریافت فیض الهی. مولانا با استعارهٔ سنگ و لعل، این حقیقت را به بهترین وجه بیان می‌کند که لطف حق بی‌دریغ و همگانی است، اما نحوهٔ دریافت و بهره‌مندی از آن یکسان نیست.

من بارها گفته‌ام که ما موجودات در این عالم تفاوت‌های محسوسی با یکدیگر داریم. یکی خاک است، یکی آب است، یکی آتش؛ یکی طلاست، یکی مس است، و دیگری لعل. این تفاوت‌ها در ظاهر روشن و غیرقابل انکار است، اما سؤال این است که این تفاوت‌ها از کجا می‌آیند؟ حکیمان قدیم، به ویژه پیش از ملاصدرا، می‌گفتند این تفاوت‌ها از «ماهیات» متفاوت نشأت می‌گیرد. آب ماهیتی دارد، آتش ماهیتی دیگر، و هر ماهیت، ذاتی دارد که «الذاتی لا یُعلّل»؛ یعنی ذاتی را علت و دلیل نیست. خدا ماهیات را نمی‌آفرید، بلکه به ماهیات وجود می‌بخشید. به قول ابن‌سینا: «ما جَعَلَ اللهُ المِشمِشَ مِشمِشاً بل اوجده»؛ یعنی خدا زردآلو را زردآلو نکرد، بلکه آن را موجود کرد. ماهیات، ظرف‌های خالی در عدم بودند که با تابش نور وجود پر می‌شدند، اما هر ظرفی ظرفیت و خواص ذاتی خود را داشت. خدا نمی‌توانست دایره‌ای بیافریند که شعاع‌های نابرابر داشته باشد، زیرا نابرابری شعاع‌ها با ذات دایره تناقض دارد.

اما مولانا، به گمان من، به دیدگاه ملاصدرا نزدیک‌تر است که قائل به «اصالت وجود» بود، نه اصالت ماهیت. از نظر ملاصدرا، وجود ذومراتب است؛ یعنی وجود، سلسله‌ای از مراتب و درجات است، مثل سلسله اعداد. انسان یک مرتبه از وجود است، ملائک مرتبه‌ای دیگر، و حیوانات و گیاهان و جمادات هر یک مرتبه‌ای. در این دیدگاه، همه موجودات در اصلِ وجود مشترک‌اند، اما ظرفیت‌ها و استعدادهایشان با هم فرق دارد. یکی ظرفیت یک لیتر را دارد، دیگری ده لیتر، و آن دیگری پنجاه لیتر. وقتی باران فیض الهی می‌بارد، هر ظرف به اندازهٔ ظرفیت خودش از آن می‌گیرد و در خود جای می‌دهد.

پس وقتی مولانا می‌گوید «تاب لطفش را تو یکسان هم مدان / سنگ را و لعل را داد او نشان»، منظور این نیست که خدا به یکی بیشتر می‌دهد و به دیگری کمتر؛ بلکه اشاره به این دارد که فیضِ یکسانِ او، به واسطهٔ تفاوت در استعدادها و ظرفیت‌های ذاتی موجودات، به نتایج متفاوتی می‌انجامد. خورشیدِ لطف حق بر سنگ می‌تابد، اما سنگ فقط گرمی و تابانی از آن می‌گیرد، چون ظرفیتش همین است. اما همین خورشید بر لعل می‌تابد، و لعل به سبب اقتضا و استعداد ذاتی خود، به گنجی گران‌بها بدل می‌شود. یا مثال دیگر: همان نوری که بر خاک می‌تابد و فقط آن را گرم می‌کند، بر برگ‌های سبز می‌تابد و به مدد کلروفیل، میوه و شکر و ویتامین می‌سازد. عطای خداوند محظور نیست، یعنی از هیچ کس بازداشته نشده است، اما دریافت‌ها متفاوت است.

این نکته‌ای بس عمیق است: خداوند عطایش را یکسان می‌بارد، اما این «ما» هستیم که در دریافت، متفاوت عمل می‌کنیم. این نظام عالم است که هر چیزی همان است که هست، اما «آدمی» این قابلیت را دارد که از ملک تا ملکوت پرواز کند، از خاک به افلاک برسد. انسان تنها موجودی است که «وجودش بر ماهیتش تقدم دارد»، یعنی می‌تواند ماهیت خود را بسازد و ظرفیت‌های نهفته‌اش را آشکار کند. این است تفاوت میان بالقوه و بالفعل بودن، و این است دعوت مولانا به بیداری و استفاده از ظرفیت عظیم انسانی.

نکات کلیدی

  • لطف و فیض الهی فراگیر و همگانی است و بر همه موجودات عالم می‌تابد.
  • تفاوت در بهره‌مندی از فیض الهی ناشی از نابرابری در عطا نیست، بلکه از تفاوت در ماهیت و ظرفیت وجودی هر موجود است.
  • دیدگاه مولانا در این زمینه به «اصالت وجود» و مراتب آن نزدیک‌تر است، که ظرفیت‌های گوناگون موجودات را تبیین می‌کند.
  • مثال سنگ که تنها گرمی می‌گیرد و لعل که به گنجی گران‌بها بدل می‌شود، گواه این است که یک نور واحد، اثری متفاوت بر موجودات می‌گذارد.
  • انسان، برخلاف بسیاری از موجودات، توانایی منحصر به فردی برای ساختن ماهیت خویش و شکوفایی ظرفیت‌های عظیم خود دارد.

Sources: d6-s77 · 18:13:00 d6-s77 · 21:46:00 d6-s77 · 11:54:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.