Lesen Buch 6 Die Verurteilung des Propheten Yusuf (Friede sei mit ihm) zu mehreren Jahren Gefängnis, weil er Hilfe von jemand anderem als Gott suchte und sagte: »Erwähne mich bei deinem Herrn«, mit seiner Begründung. Vers 3452

M6:3452 — آنک بر دیوار افتد آفتاب / آنچنان نبود کز آب و اضطراب

آنک بر دیوار افتد آفتابآنچنان نبود کز آب و اضطراب
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3452

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هنگامی که آفتاب بر دیوار می‌افتد، تأثیر و نمایشی متفاوت دارد از وقتی که بر آب مواج و مضطرب می‌تابد. معنا: این بیت می‌گوید که تأثیر فیض و عنایت الهی بر هر موجودی، بسته به ظرفیت و ذات همان موجود، متفاوت است؛ چنان‌که نور خورشید بر دیوار و آب اثر یکسانی ندارد.

شرح

این بیت گوهربار مولوی، در پی ابیات پیشین که به تفاوت تابش «آفتاب لطف حق» بر موجودات گوناگون می‌پردازد، تمثیلی رسا و دلنشین ارائه می‌کند تا عمق این تفاوت را بنمایاند. بی‌شک، مراد از «آفتاب» در اینجا، همان «لطف حق» و فیض وجود الهی است که به تعبیر قرآنی «و کلاً نمد هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربک» بر همگان یکسان می‌بارد و هیچ‌کس را از آن بازنمی‌دارد. اما نکته اینجاست که نحوه دریافت و جلوه‌گر شدن این فیض، یکسان نیست.

همان‌طور که در فلسفه نیز سخن از تفاوت ماهیات و ذوات می‌رود – حتی اگر با ملاصدرا قائل به اصالت وجود باشیم و وجود را ذومراتب بدانیم – حقیقت این است که موجودات از نظر قابلیت و استعداد پذیرش و تجلی آن وجودِ واحد، متفاوت‌اند. مولانا این تمایز را به بهترین شکل در مثال سنگ و لعل توضیح می‌دهد؛ همان خورشید که بر لعل می‌تابد و از او گنجی مقتبس می‌سازد، بر سنگ نیز می‌تابد اما تنها گرمی و تابانی‌اش نصیب سنگ می‌شود. این تفاوت در «ظرفیت» یا «ماهیت» گیرنده است که حاصل دریافت را متغیر می‌کند.

اکنون به بیت مورد بحث می‌رسیم: «آنک بر دیوار افتد آفتاب / آنچنان نبود کز آب و اضطراب». دیوار، جسمی است ثابت، کدر، بی‌کنش و بی‌حرکت. نور خورشید بر آن می‌تابد، شاید آن را گرم و روشن کند، اما هیچ تحول ماهوی در آن پدید نمی‌آورد. تصویر نور بر دیوار، تصویری است ساکن و یکنواخت. دیوار، همچون قلبی است که از خود بی‌خبر و بی‌جنبش است؛ فیض الهی بر آن می‌تابد، اما اثر چندانی از خود به جای نمی‌گذارد جز شاید گرمایی سطحی.

در مقابل، «آب و اضطراب» قرار دارد. «آب» به‌خودی‌خود موجودی سیال، شفاف و پویاست. حال آنکه «مضطرب» باشد، یعنی در حال حرکت و جنبش و تلاطم باشد، این پویایی دوچندان می‌شود. نور خورشید بر آب مواج، جلوه‌ای کاملاً متفاوت می‌یابد. انعکاس‌ها، شکست‌ها، درخشش‌های متغیر و رقصان، تصویری زنده و هزاررنگ از نور را پدید می‌آورد. اینجا آب، نه تنها صرفاً نور را دریافت می‌کند، بلکه آن را به شکلی پویا و زیبا بازتاب می‌دهد و حتی گویی خود بخشی از آن جلوه می‌شود.

در عالم عرفان، «اضطراب» نه به معنای پریشانی منفی، بلکه به معنای اضطراب عشق، بی‌قراری جان، تلاطم روح در اشتیاق وصال است. قلبی که در اضطراب و جست‌وجوی مداوم است، چونان آبی است که هر دم موجی برمی‌دارد و نوری را به جلوه می‌آورد. این اضطراب، نشانه حیات و بیداری است، نه مرگ و سکون. به همین دلیل است که فیض الهی بر چنین قلبی تأثیری کاملاً متفاوت و عمیق‌تر دارد؛ آن را متحول می‌کند، به رقص درمی‌آورد و جلوه‌های بی‌بدیلی از حقیقت را در آن بازتاب می‌دهد. از این روست که مولانا هرگز به «اضطراب» به دید منفی نمی‌نگرد؛ اضطراب عاشق، عین آرامش اوست. پس این بیت یک دعوت است به اضطرابِ مثبت، به جنبش درونی و پویایی عاشقانه، تا قلب ما نیز چون آب مواج، آفتاب لطف حق را به بهترین نحو منعکس کند و تنها دیواری ثابت نباشد.

نکات کلیدی

  • تأثیر فیض الهی به ظرفیت و آمادگی باطنی هر موجود بستگی دارد، نه صرفاً به شدت فیض.
  • دیوار نماد قلب ثابت، بی‌کنش و کدر است که فیض الهی را سطحی دریافت می‌کند.
  • آب مضطرب نماد قلب پویا، شفاف و مشتاقی است که فیض را به زیبایی و عمق بازتاب می‌دهد.
  • «اضطراب» در عرفان به معنای بی‌قراری عاشقانه و حرکت روحی است، نه پریشانی منفی.
  • عشق و اشتیاق درونی، قلب را از حالت سکون دیوارگونه خارج کرده و به پویایی آبگونه تبدیل می‌کند.

Sources: d6-s77 · 21:46:00 d6-s77 · 28:48:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.