Lesen Buch 6 Die Prinzen reisen in die Reiche des Vaters, nachdem sie den König verabschiedet haben, und der König wiederholt die Anweisung zum Zeitpunkt des Abschieds, usw. Vers 3684

M6:3684 — چاه‌ها کنده برای دیگران / خویش را دیده فتاده اندر آن

چاه‌ها کنده برای دیگرانخویش را دیده فتاده اندر آن
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3684

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: برای دیگران چاه‌ها کند، و خود را در همان چاه‌ها افتاده دید. معنا: این بیت به شکست نقشه‌های ما اشاره دارد، زمانی که برای دیگران بدخواهی می‌کنیم اما خودمان گرفتار همان بلا می‌شویم.

شرح

مولانا در این بیت و ابیات پیش از آن، نکته‌ای عمیق و بنیادین را دربارهٔ ساختار جهان و نقش ارادهٔ بشری و ارادهٔ الهی به ما می‌آموزد. اینجاست که ما می‌بینیم تدبیر بشر، با همهٔ زیرکی و گربزگی‌اش، همواره محکوم به ثبات و قطعیت نیست. بسیاری اوقات، آنچه برای دیگری برنامه‌ریزی می‌کنیم یا حتی آرزو می‌کنیم، به خود ما بازمی‌گردد؛ مثل آن کس که برای غیر چاه می‌کند، اما ناگهان خود را در قعر همان چاه می‌یابد.

من همیشه بر این نکته تأکید کرده‌ام که نباید صددرصد بر اسباب و علل ظاهری اعتماد کرد. البته که ما در این جهان موظف به تدبیر و بهره‌گیری از اسباب هستیم، چراکه عالم بر اساس عادت الهی بر روال معینی می‌چرخد. اما باید یک درصدی، یک گوشهٔ ذهن، همواره آمادهٔ استثنا بود. این جهان، به تعبیر کانت، با آن «کانتینیوتی» ظاهری‌اش، ما را فریب می‌دهد که همه چیز قطعی و پیش‌بینی‌پذیر است. اما مولانا، و حتی کانت در جای خود، می‌گوید که این تداوم، چیزی نیست که تجربهٔ محض به ما بدهد؛ بلکه ذهن ما آن را بر طبیعت تحمیل می‌کند، یا به قول مولانا، دست دیگری در کار است که این اسب طبیعت را می‌راند.

این بصیرت فراتر از تدابیر فردی می‌رود. حتی در قلمرو علوم تجربی، با همهٔ دقت ریاضی و تجربی، دانشمندان امروز معترفند که قطعیت مطلقی وجود ندارد. قوانین علمی سست‌بنیادند و هر آن ممکن است باطل شوند. چه رسد به تاریخ! همان‌طور که بارها گفته‌ام، فلسفهٔ تاریخ مارکسیسم که ادعای کشف قوانین علمی حرکت تاریخ و پیش‌بینی آینده را داشت، به دلیل «ضعف تخیل» خود از هم پاشید. هیچ‌کس نمی‌تواند با شناخت ناقص از گذشته، آیندهٔ دور و نزدیک را به نحو قطعی پیش‌بینی کند. ادعاهایی چون «پایان تاریخ» (فوکویاما) یا هر دترمینیسم تاریخی دیگری، فاقد پشتوانهٔ علمی و عقلی‌اند. همه چیز شکننده است و یک «ریگ کوچک» می‌تواند مسیر قطار تاریخ را عوض کند.

از نگاه الهیاتی، این «رخنه‌ها» در روند طبیعی امور، نشانی از یک نیروی قاهر دیگری است که نمی‌خواهد هرچه ما می‌خواهیم، عیناً همان شود. وقتی تدابیر ما به هم می‌خورد و قافله به راهی دیگر می‌رود، باید بیدار شویم. امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِمِ وَ نَقضِ الهِمَم»؛ یعنی من خدا را از آنجا شناختم که عزیمت‌ها به هم می‌خورد و همت‌ها نقص می‌پذیرد. اینجاست که ما می‌فهمیم جهان بر پای خود نایستاده و گرداننده‌ای دیگر دارد. در این مقام، سبب‌سازان ظاهری جهان مانند دُم خر هستند؛ دُم می‌چرخد و حرکت می‌کند، اما خر سواری دارد که آن را به هر سو که می‌خواهد می‌کشاند. تکیه بر دُم خر، اوج غفلت و خامی است. این بینش، ما را به فروتنی علمی و عملی می‌کشاند؛ بدانیم که ما استاد این عالم نیستیم و همهٔ زمام اختیار در دست ما نیست.

نکات کلیدی

  • تدبیر بشر، با همهٔ زیرکی‌اش، تضمین‌شده نیست و ممکن است نتیجهٔ معکوس دهد.
  • اعتماد صددرصد بر اسباب و علل ظاهری، نشانه‌ای از غفلت است؛ همواره باید گوشه‌ای برای «استثنا» قائل بود.
  • این جهان، نه در سطح فردی و نه در سطح قوانین علمی و تاریخی، دارای قطعیت مطلق و پیش‌بینی‌پذیری کامل نیست.
  • «رخنه‌ها» و ناکامی‌ها در برنامه‌های ما، نشانه‌ای الهی است که جهان را گرداننده‌ای دیگر است.
  • شناخت خداوند از طریق «فسخ عزائم» و «نقض همم» حاصل می‌شود؛ این جهان بر پای خود نایستاده است.
  • مقام حقیقی انسان، فروتنی علمی و عملی است؛ زیرا زمام کامل اختیار در دست او نیست.

Sources: d6-s81 · 56:24:00 d6-s81 · 59:09:00 d6-s81 · 76:38:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.