Lesen Buch 6 Die Söhne des Sultans gingen, weil der Mensch begierig ist auf das, was ihm verwehrt ist. »Wir haben unsere Knechtschaft gezeigt, aber deine schlechte Natur verstand es nicht, sie zu kaufen.« Sie missachteten alle Ratschläge und Ermahnungen ihres Vaters und gingen zu jener verbotenen Festung, bis sie in die Grube des Unglücks fielen und ihre tadelnden Seelen zu ihnen sagten: »Ist kein Warner zu euch gekommen?« Sie sagten weinend und reumütig: »Hätten wir nur gehört oder verstanden, wären wir nicht unter den Bewohnern des Höllenfeuers gewesen.« Vers 3755

M6:3755 — لیک آن سر پیش این ضالان گم / می‌دهد داد سری از راه دم

لیک آن سر پیش این ضالان گممی‌دهد داد سری از راه دم
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:3755

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اما آن سر (حقیقت مطلق) در برابر این گمراهان، از راه دُم نیز، دادِ سر (بخشش حقیقت) را می‌دهد. معنا: حتی کسانی که راه را گم کرده‌اند و به سوی حقیقت مطلق گام برنمی‌دارند، باز هم از طریق راه‌های فرعی و ناقص (دُم)، بهره‌ای از لطف و کرم حقیقت مطلق (سر) دریافت می‌کنند و از فیض محروم نمی‌مانند.

شرح

این بیت از آن بیانیات عمیق مولاناست که جهان‌بینیِ هستی‌شناسانه و الهیاتی او را در لایه‌ای دیگر به ما می‌نمایاند. مولانا اینجا از تمثیل «سر» و «دُم» استفاده می‌کند تا نسبتِ میان حقیقت مطلق (بی‌صورت) و صورت‌های تجلی‌یافته را توضیح دهد. او پیش از این می‌گوید که آفرینش، آفرینشی کریمانه است، نه عادلانه؛ چرا که قابلیت‌ها و استعدادها خودشان بی‌هیچ استحقاق پیشین پدید آمده‌اند. پس جود و کرم خداوند بر جهان ساری و جاری است.

مسئله این است که اغلب مردمان کمال و روزیِ خویش را از صورت‌ها طلب می‌کنند، از محتاجی به درِ خانه محتاج دیگر می‌روند و گمان می‌کنند از همین صورت‌ها می‌توانند بی‌نیاز شوند: «صورتی از صورت دیگر کمال گر بجوید / باشد آن عین ضلال». این را مولانا «گدایی از گدایی» می‌نامد. اما حتی در همین گمراهی، آن «سرِ» بی‌صورت، از کرم خود باز نمی‌ماند. «آن سر» اشاره به حقیقت مطلق است، به مبدأ و منبع بی‌کران هستی که بی‌صورت است اما خود را در بی‌شمار صورت‌ها آشکار می‌کند. این سر، حتی در برابر «ضالانِ گم»، یعنی گمراهانی که راه مستقیم را نمی‌شناسند یا در پی آن نیستند و تنها به دُمِ صورت‌ها چسبیده‌اند، از بخشندگی خود دست نمی‌کشد.

«می‌دهد داد سری از راه دم» به این معناست که فیض و بخششِ سر، حتی از مسیر «دُم»، یعنی از طریق راه‌های فرعی، ناقص یا حتی کج و معوج، به این گمراهان نیز می‌رسد. مولانا در اینجا به نکته‌ای اشاره می‌کند که در حکمت عملی نیز مصداق دارد: گاهی مردمان از طریق ابزارها و مظاهر فرعی، یا حتی از طریق کژراهه‌ها، به نفع و بهره‌ای می‌رسند که نهایتاً از همان منبعِ اصلی، یعنی سرچشمه‌ی کرم و وجود، نشأت گرفته است. این نکته به خوبی سعه‌ی رحمت و کرم الهی را نشان می‌دهد که هیچ کس را بی‌بهره نمی‌گذارد، حتی آنانی را که آگاهانه یا ناآگاهانه، راه را کج کرده‌اند. این کرم شامل همگان است.

مولانا در ادامه به این اشاره می‌کند که: «آن ز سر می‌یابد آن داد، این ز دم». یعنی گروهی از سر بهره می‌برند و گروهی از دم، اما هر دو از همان منبع اصلی بهره‌مند می‌شوند. این شبیه آن مثالی است که نقل کردم از زبان یک دیپلمات ژاپنی در مورد «گاو وحشی آمریکا»: «ما می‌دانیم آمریکا یک گاو وحشی است، اما سینه‌هایش را گرفته‌ایم و می‌دوشیم، شماها شاخش را گرفته‌اید و با شاخش می‌جنگید!» این یک تمثیل جالب است از اینکه چگونه می‌توان با یک واقعیتِ صورت‌مند برخورد کرد؛ برخی از آن بهره می‌برند و برخی با آن درمی‌افتند.

اما قوم دیگری هم هستند: «قوم دیگر پا و سر کردند گم». اینها آن عارفان و واصلانی هستند که از سر و دم، و در واقع از همه‌ی صورت‌ها، گذشته‌اند و در بی‌صورتیِ محض فانی شده‌اند. «چون که گم شد جمله، جمله یافتند». این بالاترین مقام است که در آن، با از دست دادن خود و همه‌ی صورت‌ها، انسان به حقیقت مطلق می‌پیوندد و همه‌چیز را در آغوش می‌گیرد. این نهایتِ سلوک است که در آن، قطره‌ی باصورت به دریای بی‌صورت می‌پیوندد و خود نیز بی‌صورت می‌شود. این بیت در میانه این مسیر سیر و سلوک، کرم گسترده‌ی خداوند را به ما می‌شناساند و اینکه هیچ کس از سفره‌ی جود و کرم او محروم نیست، هرچند که راهی که برمی‌گزیند، مستقیم نباشد.

نکات کلیدی

  • آفرینش بر اساس کرم مطلق خداوند است، نه استحقاق مخلوقات.
  • کمال‌جویی از صورت‌ها، گمراهی است؛ کمال مطلق فقط از بی‌صورت (حقیقت مطلق) می‌آید.
  • حتی گمراهان و آنان که راه اصلی را نمی‌دانند، از طریق راه‌های فرعی (دُم)، از فیض الهی بهره‌مند می‌شوند.
  • کرم الهی شامل همگان است و هیچ کس را از بخشش خود محروم نمی‌سازد.
  • بالاترین مقام، فنا شدن در بی‌صورت مطلق و رهایی از سر و دُمِ صورت‌هاست.

Sources: d6-s83 · 55:22:00 d6-s83 · 43:40:00 d6-s83 · 58:52:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.