Lesen Buch 6 Beschreibung des Mujāhid, der seine Anstrengung nicht aufgibt, auch wenn er die Weite der göttlichen Gabe kennt, die ihm das Ziel von einer anderen Seite und durch eine andere Art von Tat zukommen lässt, die er sich nicht vorgestellt hatte. Er hatte all seine Vorstellung und Hoffnung auf diesen bestimmten Weg gesetzt und klopft an dieselbe Tür. Vielleicht wird Allah der Erhabene ihm den Lebensunterhalt von einer anderen Tür zukommen lassen, für die er keine Vorkehrung getroffen hatte, und »Er versorgt ihn von woher er nicht erwartet« (Sure 65, Vers 3). Der Diener plant, und Allah bestimmt. Und es kann sein, dass der Diener die Vorstellung hat, dass die Knechtschaft ihn von einer anderen Tür versorgen wird, obwohl er an diese Tür klopft. Allah der Erhabene wird ihn von dieser Tür versorgen. Kurz gesagt, all dies sind Türen eines Hauses, mit seiner Begründung. Vers 4176

M6:4176 — کی کنم من از معیت فهم راز / جز که از بعد سفرهای دراز

کی کنم من از معیت فهم رازجز که از بعد سفرهای دراز
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:4176

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: چگونه من از همراهی و معیت الهی، راز آن را خواهم فهمید؟ تنها پس از پیمودن سفرهای طولانی و مشقت‌بار. معنا: انسان تنها با تجربه کردن و پیمودن مسیرهای دشوار و طولانی در زندگی، می‌تواند به فهم عمیق این حقیقت برسد که خداوند همواره و در همه حال با اوست.

شرح

این بیت گوهری است که مولانا در آن به یکی از بنیادی‌ترین رازهای سلوک، یعنی فهم "معیت" الهی، اشاره می‌کند. من بارها گفته‌ام که مقصد سفر سالک، رسیدن به مکانی دوردست نیست؛ بلکه کشف حضوری است که همواره در او و با او بوده است. "معیت" یعنی همین: اینکه خداوند با بنده خویشتن است و "هو معکم اینما کنتم" (او هر جا که باشید با شماست) به تعبیر قرآن. فیلسوفان از آن به "معیت قیومیه" تعبیر می‌کنند؛ یعنی حضور خداوند، علت وجود ماست، نه اینکه او موجودی اضافی در کنار ما باشد. او آن یگانه‌ای است که همهٔ کثرت‌ها را به وجود آورده است.

حال سؤال این است: اگر حق تعالی همواره با ماست و از ما به ما نزدیک‌تر، پس چرا این همه تأکید بر سفر و طلب؟ مولانا پاسخ می‌دهد که این حکمت پیچیدگی‌های راه سلوک است. خداوند گاه با سالک بازی می‌کند، او را می‌پیچاند، مقصود را در جایی دیگر یا به شیوه‌ای غیرمنتظره به او می‌رساند. این نه بی‌عدالتی، که عین حکمت است. "یرزقه من حیث لا یحتسب" (خداوند او را از جایی که گمان نمی‌کند روزی می‌دهد)، این آیهٔ قرآنی مبنای همین حقیقت است.

من این را "قاعدهٔ خطأین" یا "دو خطا" نامیده‌ام، اصطلاحی که از علم حساب کهن گرفته شده است. در گذشته، برای یافتن پاسخ یک مسئله، دو حدس اشتباه می‌زدند و از دل همین دو خطا، به جواب صحیح می‌رسیدند. مولانا همین قاعده را در سلوک معنوی به‌کار می‌گیرد و می‌گوید: "چون خطأین آن حساب باصفا / گرددش روشن ز بعد دو خطا". نترسید از سفر کردن، از اشتباه کردن. شاید سفر کنید و به خطا بروید. بازگردید، و شاید در خانهٔ خودتان خطایی دیگر ببینید. این فهم حقیقت معیت، این روشن شدن، از دل همین "خطاها" و "سفرهای دراز" است که حاصل می‌شود، نه با تیزی فکر و حسابگری صرف. "دانش آن بود وقوف سفر / ناید آن دانش به تیزی فکر".

پس، این درهای متعدد و این پیچاندن‌ها، همه برای رسیدن به یک خانه است، خانهٔ حقیقت. چنان که مولانا می‌گوید "صد کتاب ار هست جز یک باب نیست". سالک باید "یار را چندین بجویم جد و چست / که بدانم که نمی‌بایست جست". یعنی چنان با جدیت معشوق را بجویم، که در پایان سفر به این فهم برسم که او هرگز از من جدا نبوده است. این ادراک که "خداوند با من است"، تنها پس از این گردش در "دوران زمن"، پس از این سفرهای دراز، به گوش دل ما می‌رسد. خداوند معیت را گفت، اما دل را مهر کرد تا این حقیقت نه مستقیم (ترد)، بلکه با "عکس" و انعکاس تجربه‌ها، به گوش دل برسد. این از عمیق‌ترین درس‌های مثنوی است: حقیقت در تجربه نهفته است، نه در اندیشهٔ تنها.

نکات کلیدی

  • حقیقت معیت الهی (همراهی دائمی خداوند) از طریق تجربه و سلوک معنوی آشکار می‌شود، نه صرفاً با تفکر.
  • سفرهای دراز زندگی و تلاش در مسیر بندگی، راهی برای کشف حضور همیشگی خداوند است.
  • پیچیدگی‌ها، تأخیرها و حتی اشتباهات در مسیر، جزء حکمت الهی برای رساندن سالک به مقصد است.
  • فهم راز معیت شبیه به "قاعدهٔ خطأین" در حساب است؛ از دل دو خطای ظاهری به حقیقت مطلق می‌رسیم.
  • سالک واقعی آنقدر می‌جوید که در نهایت به این درک می‌رسد که آنچه می‌جست، همواره با او بوده است.

Sources: d6-s93 · 01:01:15 d6-s93 · 01:07:00 d6-s93 · 01:12:13 d6-s93 · 01:14:47

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.