Lesen Buch 6 Die Emire wehren das Argument mit einer fatalistischen Täuschung ab, und der König antwortet ihnen Vers 425

M6:425 — چون بکاری جو نروید غیر جو / قرض تو کردی ز که خواهد گرو

چون بکاری جو نروید غیر جوقرض تو کردی ز که خواهد گرو
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:425

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر جو بکاری، جز جو از زمین نمی‌روید. اگر خودت قرضی به گردن داری، از چه کسی باید طلب وثیقه یا ضمانت کنی؟ معنا: این بیت بر قانونِ گریزناپذیرِ پیوندِ عمل و پیامد تأکید می‌کند: هر کاری که از تو سر بزند، نتیجهٔ ذاتیِ خود را در پی دارد و مسئولیتِ آن به عهدهٔ خودِ توست، نه دیگری.

شرح

این بیت، از آن ابیات کلیدی و روشنگری است که مولانا در دفتر ششم، به صراحت و با مثال‌های ملموس، به دفاع از اختیار انسان و تبیین اصل «جزای ذاتی اعمال» می‌پردازد. در این مرحله از مثنوی که مربوط به سالیان پایانی عمر مولاناست، او با قاطعیت بیشتری کفهٔ اختیار را سنگین می‌کند و در برابر هرگونه جبرگرایی یا سرنوشت‌باوری منفعلانه می‌ایستد. این از موضعِ یک عمر تأمل و تجربهٔ عرفانی است که سخن می‌گوید، نه صرفاً یک استدلال کلامی.

مولانا در این بیت، دو مثال روشن از جهان طبیعی و اجتماعی می‌آورد تا پیوند ناگسستنی میان فعل و نتیجهٔ آن را نشان دهد. اول می‌گوید: «چون بکاری جو نروید غیر جو.» این یک قانون بدیهی و تغییرناپذیر در کشاورزی است. اگر شما دانهٔ جو بکارید، هرگز گندم یا ارزن نخواهد رویید؛ تنها جو ثمر می‌دهد. این رابطه، قراردادی یا اتفاقی نیست، بلکه علّی و ذاتی است. عمل کاشت (علت) به طور طبیعی و گریزناپذیر، نتیجهٔ مشخص (معلول) خود را در پی دارد. این یک درس بزرگ برای فهم کل سیستم پاداش و کیفر در جهان‌بینی مولاناست؛ یعنی اعمال ما، بذر‌هایی هستند که در مزرعهٔ هستی می‌کاریم و محصولی که درو می‌کنیم، دقیقاً همان چیزی است که کاشته‌ایم. این دقیقاً همان معنایی را می‌دهد که قرآن کریم در آیهٔ «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ ۝ وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» بیان می‌کند: پیوند ناگسستنی میان ذره‌ذرهٔ عمل و بازتاب آن.

سپس مولانا از جهان طبیعت به قلمرو زندگی اجتماعی و مالی می‌رود: «قرض تو کردی ز که خواهد گرو؟» اگر شما خودتان قرضی را به گردن گرفته‌اید، منطقی نیست که از شخص دیگری طلب گرو یا ضمانت کنید تا بدهی شما را بپردازد. مسئولیت بازپرداخت آن دین، متوجه خود شماست که اصل دین را ایجاد کرده‌اید. این مثال نیز بر اصل «مسئولیت شخصی» تأکید می‌کند و از فرار از پیامدهای اعمال خود بر حذر می‌دارد. این نکته در تقابل با نگاه ابلیس است که گفت «اَغوَیتَنی» و خطا را به خداوند نسبت داد، حال آنکه آدم گفت «اِنا ظَلَمْنا اَنفُسَنا». در نظر مولانا، تنها راه رهایی، پذیرش مسئولیت است.

این نگاه در نقطهٔ مقابلِ کسانی است که به هنگام رنج و سختی، آن را به «بخت بد» یا «تقدیر شوم» نسبت می‌دهند. مولانا صراحتاً در همین سیاق می‌گوید: «رنج را باشد سبب بد کردنی / بد ز فعل خود شناس از بخت نی.» رنج‌هایی که بر ما می‌رسد، غالباً معلول افعال نادرست خود ماست، نه از بداقبالی یا قضای آسمانی. این «نظر در بخت»، چشم آدمی را «احول» و لوچ می‌کند؛ یعنی او را از دیدن حقیقت محروم می‌سازد و به کاهلی می‌کشاند.

نکتهٔ بسیار مهمی که از این ابیات می‌توان دریافت، دیدگاه مولانا دربارهٔ «جزای ذاتی اعمال» است. در دیدگاه قراردادی، مجازات یک فعل ممکن است با خود فعل ارتباط ماهوی نداشته باشد؛ مثلاً دزدیدن و قطع دست، به ظاهر پیوند ذاتی ندارند و این انسان‌ها هستند که چنین قراردادی را برای مجازات وضع کرده‌اند. اما مولانا معتقد است که این پیوند نه قراردادی، بلکه ذاتی است و خداوند این تصویر را در غیب از فعل و جزایش معین کرده است. به تعبیر من، «فعل گویی مثل علتی معلول خودش را به دنبال می‌آورد که آن معلول اقتضای آن علت است.» این یعنی هر فعلی، در بطن خود، مکافات یا پاداش خویش را حمل می‌کند؛ نه اینکه از بیرون به آن تحمیل شود. همان‌طور که «فعل تو که زاید از جان و تنت / همچو فرزندت بگیرد دامنت.» این فرزند، چه نیک و چه بد، همراه شما خواهد بود.

اساساً، از منظر مولانا، انکار اختیار به معنای انکار «خویشتن» است. آن کس که می‌گوید «من نکردم، عوامل دیگری کرد»، در واقع خود را از دایرهٔ هستی و تأثیر ساقط می‌کند و به یک موجود «پسیو» و منفعل تبدیل می‌شود. اما پذیرش «خود» به معنای پذیرش عاملیت و مسئولیت است: «به صد عامل دیگر هم اگر فعلتون رو نسبت می‌دید، صد و یکمیش خودتونید.» این موضع‌گیری قاطعانه، روح مثنوی را از هرگونه جبرگرایی تهی می‌کند و دعوت به مسئولیت‌پذیری و «متهم کردن نفس» می‌کند؛ زیرا توبه کردن، خود، علامت این است که ما قائل به اختیاریم و باور داریم که می‌توانستیم کاری دیگر کنیم.

نکات کلیدی

  • هر عمل، علتِ نتیجهٔ ذاتیِ خود است؛ نه قراردادی، نه اتفاقی.
  • مسئولیت‌پذیری شخصی: پیامدِ هر کاری، به فاعل آن بازمی‌گردد.
  • رنج و سختی‌ها غالباً معلول افعال ماست، نه بدشانسی یا تقدیر.
  • دیدگاه مولانا بر «جزای ذاتی اعمال» است: فعل، پاداش یا مکافات خود را در بطن خویش دارد.
  • انکار اختیار، در حقیقت انکار «خویشتن» و عاملیت خود است.
  • توبه و پشیمانی، گواه بر باور به آزادی اراده و مسئولیت‌پذیری فردی است.

Sources: d6-s10 · 00:30:19 d6-s10 · 00:35:06 d6-s10 · 00:38:00 d6-s10 · 00:40:15 d6-s10 · 00:43:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.