Lesen Buch 6 Dieser Mann kehrt fröhlich und mit seinem Wunsch erfüllt zurück, dankt Gott, wirft sich nieder und ist erstaunt über die Wunder der göttlichen Zeichen und die Offenbarung ihrer Interpretationen auf eine Weise, die kein Verstand und kein Verständnis erreichen kann. Vers 4373

M6:4373 — تا همه زوار گرد او تنند / کعبهٔ او را همه قبله کنند

تا همه زوار گرد او تنندکعبهٔ او را همه قبله کنند
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:4373

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: تا تمامی زائران گرد آن بگردند، و کعبهٔ او را همگان قبلهٔ خویش سازند.

معنا: ابرهه این قصد را داشت که با بنا نهادن کعبه‌ای در یمن، کاری کند که همهٔ مردم به گرد معبد او طواف کنند و آن را قبلهٔ خود سازند، به جای کعبهٔ حقیقی در مکه.

شرح

این بیت، از داستانِ عبرت‌آموزِ حملهٔ ابرهه به کعبه است، داستانی که مولانا آن را برای نشان دادن جلوه‌ای از 'لطف خفی' و 'مکر الهی' به کار می‌گیرد. ابرهه با لشکر و فیل‌های عظیمش به قصد ویران کردن کعبهٔ مکه و ذلیل ساختن آن آمد. او در یمن کعبه‌ای مشابه بنا کرده بود و آرزو داشت که «تا همه زوار گرد او تنند» و «کعبهٔ او را همه قبله کنند»؛ یعنی می‌خواست که مرکز حج و زیارت، از مکه به کعبهٔ تازه ساختِ او منتقل شود و حرمت و عظمت کعبهٔ حقیقی را بشکند. این مقصود و تلاش او بود، اما مولانا با ژرف‌نگری خاص خود نشان می‌دهد که نتیجهٔ این عمل دقیقاً عکس آن چیزی شد که ابرهه قصد داشت.

من این را بارها تأکید کرده‌ام که در منظومهٔ فکری مولانا، خداوند نه تنها بر همهٔ امور آگاه است، بلکه خود «خیرُ الماکرین» است. مکر الهی به معنای فریب‌کاری نیست، بلکه تدبیری است بس دقیق و حکیمانه که نقشه‌های دشمنان را خنثی می‌کند و بسا به نفع همان چیزی که قصد ضررش را داشتند، به کار می‌گیرد. سعیِ ابرهه برای ذلیل کردن کعبه، «عین سعی‌اش عزت کعبه شده / موجب اعزاز آن بیت آمده». این از عجایبِ لطف خداوند است که در باطنِ قهر، لطفی نهان دارد. این لطف، «لطف خفی» است که در زهر، تریاق می‌نهد و در گناه، مغفرت را می‌آورد. همان‌طور که می‌فرماید: «اندرون زهر، تریاق آن حفی / کرد تا گویند ذواللطف الخفی».

منکران و دشمنان پیامبران نیز، قصدشان «اذلال ثقات» بود، یعنی می‌خواستند نیکوکاران و معتمدان خدا را خوار کنند. اما چه اتفاقی افتاد؟ «ذُل شده عز و ظهور معجزات». این همان مکر الهی است؛ قصدی که به ذلت ختم شود، به عزت و ظهور معجزات می‌انجامد. مولانا پیوسته بر این نکته تأکید دارد که خداوند در ظاهرِ بلا و مصیبت، برکت‌ها و درهای گشایش می‌گشاید. انسان نباید از ظاهر امور غافل شود و از باطنِ لطف ناامید گردد. حتی خطای آدمی، اگر به توبهٔ نصوح منجر شود، او را به مقامی می‌رساند که گناه نکرده‌ها از آن محرومند. این نیز جلوه‌ای از همان «لطف خفی» است که خاک را طلا می‌کند.

بنابراین، این بیت فقط روایت یک قصدِ انسانیِ منفی نیست، بلکه حکایت از آن دارد که چگونه ارادهٔ بشری، هرچند با انگیزهٔ سوء، ناخواسته در خدمتِ ارادهٔ بزرگ‌تر و حکیمانه‌ترِ الهی قرار می‌گیرد و به شکلی شگفت‌انگیز، به نتایجی می‌رسد که کاملاً متضاد با نیت اولیهٔ فاعلِ آن است. این درس بزرگی است برای ما که در هیچ حالتی، چه در کامیابی و چه در ناکامی، نباید از تقدیرِ غیبیِ خداوند غافل شویم.

نکات کلیدی

  • خداوند با لطف خفی خویش، حتی از نیت‌های سوء، نتایج خیر بیرون می‌کشد.
  • مکر الهی تدبیری است حکیمانه که نقشه‌های دشمنان را به نفع حق برمی‌گرداند.
  • تلاش برای ذلیل کردن کعبه توسط ابرهه، به عزت و عظمت روزافزون آن منجر شد.
  • ظاهر قهر و مصیبت می‌تواند در باطن حاوی الطاف و گشایش‌های الهی باشد.
  • انسان در هیچ حالی نباید از تقدیر غیبی ناامید شود؛ چرا که ممکن است در ظاهر خطا، باطناً خیری نهفته باشد.

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.