Lesen Buch 6 Dieser Mann kehrt fröhlich und mit seinem Wunsch erfüllt zurück, dankt Gott, wirft sich nieder und ist erstaunt über die Wunder der göttlichen Zeichen und die Offenbarung ihrer Interpretationen auf eine Weise, die kein Verstand und kein Verständnis erreichen kann. Vers 4375

M6:4375 — عین سعیش عزت کعبه شده / موجب اعزاز آن بیت آمده

عین سعیش عزت کعبه شدهموجب اعزاز آن بیت آمده
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:4375

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: همان تلاش او باعث عزت کعبه شد، و مایهٔ سرفرازی و بزرگی آن خانه گشت.

معنا: کوشش ابرهه برای ویران کردن کعبه، بر خلاف قصد او، به بزرگی و احترام بیشتر کعبه انجامید و آن را والاتر ساخت.

شرح

این بیت، از مثال‌های روشن و برجسته در باب «لطف خفی» و مکر الهی‌ست که مولانا پیوسته بر آن تأکید دارد. من بارها گفته‌ام که حکمت الهی گاه چنان پیچیده و ژرف است که آنچه در ظاهر شر یا ضلالت می‌نماید، در باطن و سرانجام به خیر و هدایت منتهی می‌شود. اینجاست که می‌بینیم کوشش ابرهه، آن پادشاه زورگو، که قصدش نه چیزی جز هتک حرمت و ویرانی کعبه بود، چگونه به واسطهٔ ارادهٔ غیبی، دقیقاً به نقطهٔ مقابل خود بدل گشت. او می‌خواست بیت‌الحرام را ذلیل کند و زائران را از آنجا دور سازد، اما تلاش مذبوحانهٔ او، به جای اینکه کعبه را بی‌آبرو کند، عزت و سربلندی آن را صدچندان کرد و تا قیامت، مایهٔ فخر و اعتبار بیشتر آن بیت شریف گشت.

این همان «ذواللطف الخفی» است؛ همان لطف پنهانی خداوند که در دل ناملایمات و قهرها خانه کرده است. درست مانند تریاقی که در قدیم، اجزایی از خود زهرِ افعی را در خود داشت تا پادزهر شود؛ یعنی شفای تو در دل درد نهفته است. خدای مهربان در زهر، تریاق می‌نهد تا ما به «مکار» بودن و «ذواللطف الخفی» بودنش پی ببریم. این معنا فقط به اتفاقات تاریخی محدود نمی‌شود، بلکه در زندگی فردی نیز جریان دارد. مگر نه این است که گاهی خطاها و گناهان، اگر با ندامت و توبه همراه شوند، پاداشی بزرگ‌تر از ثوابِ بی‌غفلت به ارمغان می‌آورند؟ به قول حافظ: «مستحق کرامت گناهکارانند.» من این را بارها تصریح کرده‌ام که توبه، صرفاً بازگشت به نقطهٔ پیش از گناه نیست؛ توبه معراج است، کیمیاست. گناهی که به توبه ختم شود، خود معصیت خجسته‌ای است که آدمی را به جایگاهی والاتر از پیش می‌رساند.

منکران پیامبران هم، که قصدشان تضعیف و اذلال «ثقات» و اطفای نور دین بود، ناخواسته موجب «ظهور معجزات» و «عز رسولان» شدند. اگر انکار آنان نبود، شاید معجزه‌ای نیز پدید نمی‌آمد. این همان منطقی است که مولانا در جای دیگری می‌گوید: «هر بدی کز دست دادی از گزند / آن بلای تو ثوابت شد بلند.» این بیت ما را به تأمل در پیچیدگی‌های قضا و قدر الهی فرامی‌خواند و نشان می‌دهد که ظاهر حوادث، گاه از باطن و غایت آن‌ها کاملاً متفاوت است و تدبیر نهایی، همواره از آنِ حضرت حق است.

نکات کلیدی

  • قصد ابرهه برای نابودی کعبه، بر خلاف نیت او، به افزایش عزت و جایگاه آن انجامید.
  • این بیت نمادی از «لطف خفی» الهی است؛ جایی که شر ظاهری، به خیر باطنی و نهایی تبدیل می‌شود.
  • ارادهٔ خداوند (مکر الهی) می‌تواند نیات انسان را وارونه کند و نتایجی خلاف انتظار پدید آورد.
  • در مکتب مولانا، حتی گناه اگر به توبهٔ حقیقی منجر شود، می‌تواند مایه‌ی ارتقای معنوی و کسب کرامت ویژه گردد.
  • این تحول نشان می‌دهد که ظاهر حوادث و وقایع، لزوماً منعکس‌کنندهٔ باطن و غایت حقیقی آن‌ها نیست.

Sources: d6-s96 · 23:16:30 d6-s96 · 22:00:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.