Lesen Buch 6 Das gesamte Buch Al-Muwatta' al-Karīm Vers 49

M6:49 — هر ستونی اشکنندهٔ آن دگر / استن آب اشکنندهٔ آن شرر

هر ستونی اشکنندهٔ آن دگراستن آب اشکنندهٔ آن شرر
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:49

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هر ستونی شکنندهٔ ستون دیگر است؛ پایهٔ آب، شکنندهٔ آن شعلهٔ آتش است.

معنا: این بیت بیان می‌دارد که بنیاد جهان بر تقابل و ستیز عناصر آن استوار است، و هر جزئی نیروی نابودکنندهٔ جزء دیگر را در خود دارد.

شرح

مولانا در این بیت به یکی از بنیادی‌ترین حقایق عالم هستی اشاره می‌کند: جهان بر اضداد بنا شده است. من معتقدم که این معرفت، کلیدی برای درک نه تنها ساختار کیهانی، بلکه ماهیت وجودی انسان است.

ایشان پیش از این ابیات، از «جنگ طبعی»، «جنگ فعلی» و «جنگ قول» سخن گفته بود؛ یعنی ستیز و تقابلی که میان طبایع، افعال و حتی کلمات و باورها جاری است. این ستیز را او «هولناک» می‌خواند. این بیت به وضوح مصداق آن را در عناصر چهارگانه، این «چهار استون قوی» که سقف دنیا بر آن‌ها مستوی است، نشان می‌دهد. هر ستونی، یعنی هر عنصری، نیروی «اشکنندهٔ» عنصر دیگر است.

مثالی که مولانا ذکر می‌کند، روشن‌ترین تصویر را به دست می‌دهد: «استن آب اشکنندهٔ آن شرر.» آب، آتش را خاموش می‌کند و نابود می‌سازد؛ همچنان که آتش نیز آب را تبخیر کرده و از میان برمی‌دارد. این تقابل و کشمکش دائمی، نه تنها به ویرانی نمی‌انجامد، بلکه اساس پایداری و حرکت عالم است. جهان قائم به همین جنگ اضداد است. این یک قانون کیهانی است که در بطن طبیعت و کائنات جریان دارد.

من این را تذکری مهم می‌دانم که این قاعدهٔ «بنای خلق بر اضداد بود» تنها محدود به عناصر طبیعی نیست. مولانا بلافاصله این آموزهٔ جهان‌شناسانه را به حیطهٔ وجودی انسان می‌کشاند. اگر خلقت بر اضداد بنا شده، پس «لاجرم ما جنگی‌ایم از ضر و سود.» ما انسان‌ها نیز، پاره‌ای از همین طبیعتیم و از این قاعده مستثنی نیستیم. وجود ما، جان ما، و حتی احوال درونی ما پیوسته در کشمکش و تضاد است. یک روز شادیم، روز دیگر غمگین، امروز عاشق و فردا فارغ. این «احوال خلاف همدگر» در درون ما، ریشه‌یابی بسیاری از جنگ‌ها و ستیزهای بیرونی ما با دیگران است. مولانا در اینجا یک جهش اخلاقی-تربیتی می‌کند و می‌پرسد: «می‌نگر در خود چنین جنگ گران / پس چه مشغولی به جنگ دیگران؟» مشکل واقعی در درون ماست، و تا این جنگ درونی حل نشود، صلح با بیرون محال است.

نکات کلیدی

  • اساس جهان و خلقت بر تقابل و ستیز اضداد بنا شده است.
  • هریک از عناصر بنیادی عالم نیروی شکننده و خنثی‌کنندهٔ دیگری است که پایداری جهان را رقم می‌زند.
  • تقابل آب و آتش، نمادی از کشمکش دائمی نیروهای متضاد در هستی است.
  • طبیعت جنگجویانهٔ انسان در پی جستجوی سود و پرهیز از زیان، ریشه در همین ساختار متضاد عالم دارد.
  • مولانا از این بحث کیهانی نتیجهٔ اخلاقی می‌گیرد: جنگ‌های بیرونی ما بازتابی از نبردهای درونی و احوال متضاد خود ماست.

Sources: d6-s02 · 00:15:42 d6-s02 · 00:17:22 d6-s02 · 00:18:58

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.