Lesen Buch 6 Streitgespräch des Vogels mit dem Jäger über das Mönchtum und über die Bedeutung des Mönchtums, das der Prophet ﷺ seiner Umma verbot: »Es gibt kein Mönchtum im Islam.« Vers 522

M6:522 — این حصیری که کسی می‌گسترد / گر نپیوندد به هم بادش برد

این حصیری که کسی می‌گستردگر نپیوندد به هم بادش برد
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:522

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: این حصیری که کسی پهن می‌کند، اگر تار و پودش به هم پیوسته نباشد، باد آن را با خود می‌برد. معنا: مولانا در این بیت ساده، اهمیت پیوستگی و همکاری اجزا را بیان می‌کند و نشان می‌دهد که بدون این اتحاد، هر تلاشی بی‌ثمر خواهد ماند.

شرح

این بیتِ ظاهراً ساده، یکی از مثال‌های بسیار ملموس و زمینی مولاناست که در قلب خود یک معرفت عمیق را حمل می‌کند: اهمیت یگانگی، پیوند و همکاری. من مکرراً گفته‌ام که مولانا شاعری نیست که به صناعت بپردازد، او طبیعیِ طبیعی است؛ و این بیت مصداق بارز این نکته است. در خلال یک داستان، مولانا از لزوم هماهنگی سخن می‌گوید. او پیش از این از دیوارهای خانه‌ای گفته که با هم یاری می‌کنند تا بنایی استوار برپا شود، و از حبر و قلم که دست در دست هم می‌گذارند تا کلمه بر کاغذ نقش بندد.

حصیر، این فرش ساده و دست‌باف، نمادی است از هر ساختار یا تلاشی که از اجزای مختلف تشکیل شده است. تار و پود حصیر باید به هم تنیده و پیوسته باشند. اگر این پیوستگی نباشد، اگر هر رشته راه خود را برود و با دیگری پیوندی نداشته باشد، آن حصیر دیگر حصیر نیست؛ مجموعه‌ای از الیاف پراکنده است که باد به راحتی می‌تواند آن‌ها را ببرد و متفرق کند. این تمثیلی است برای هر جمعی، هر کار گروهی، و حتی هر فردی که می‌خواهد کاری را به سرانجام برساند.

اصل کلی‌تر اینجاست که «حق ز هر جنسی چو زوجین آفرید / پس نتایج شد ز جمعیت پدید». این نه فقط دربارهٔ جفت‌آفرینی جنسی، بلکه دربارهٔ هر گونه آفرینشی است که از اتحاد و اجتماع اجزا حاصل می‌شود. نتایج، یعنی میوه‌ها و دستاوردهای جهان، زادهٔ پیوند و همبستگی هستند. هیچ چیز مهمی به تنهایی و بدون پیوستگی حاصل نمی‌شود. این یک قانون کیهانی است که مولانا آن را در مثالی چنین پیش‌پاافتاده و در عین حال پرمغز، به زیبایی بیان می‌کند. درس این بیت این است: برای ماندگاری و ثمربخشی، برای مقاومت در برابر «باد حوادث» و عوامل متفرق‌کننده، پیوستگی و اتحاد اجزای یک وجود یا یک هدف ضروری است. این همان سرّ جمعیت است که مولانا در جای‌جای مثنوی بر آن تأکید می‌کند و این بیت به سادگی و قدرت آن را پیش چشم ما می‌آورد.

نکات کلیدی

  • همکاری و یگانگی اجزا برای هر ساختار یا تلاشی حیاتی است.
  • بدون پیوستگی داخلی، هر تلاشی بی‌ثمر خواهد بود و متفرق می‌شود.
  • مولانا از مثال‌های روزمره برای بیان قوانین عمیق هستی استفاده می‌کند.
  • نتایج و دستاوردهای جهان محصول پیوند و همبستگی هستند.
  • این بیت تأکیدی بر اصل کیهانیِ «از اجتماع پدید آمدن نتایج» است.

Sources: d6-s12 · 00:21:12

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.