Lesen Buch 6 Der Vogel schreibt seine Gefangenschaft in der Falle der Tat, List und Täuschung des Asketen zu, und die Antwort des Asketen an den Vogel Vers 564

M6:564 — گر نیم لایق چه باشد گر دمی / ناسزایی را بپرسی در غمی

گر نیم لایق چه باشد گر دمیناسزایی را بپرسی در غمی
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:564

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: اگر شایستهٔ این نیستم، چه می‌شود اگر دمی این نالایق را در غم و اندوهش بپرسی؟ معنا: شاعر، که در اینجا تجلی دل خود مولاناست، از معشوق خویش می‌پرسد که اگرچه لایق لطف او نیست، چه می‌شود اگر برای لحظه‌ای هم که شده، حال این بندهٔ نالایقِ دردمند را جویا شود.

شرح

این بیت، تجلی دل‌آشوب و بی‌قرار مولاناست که دیگر نه زبان مرغ اسیر، که خود زبان شیدای اوست. آن مرغ که در دام افتاده بود و نوحه‌گری آغاز کرد، بی‌شک خود مولاناست. او به «تناقض‌های دل» اشاره می‌کند، به آن بی‌قراری عمیق در هجران معشوق که «پشتش را شکسته است». آن‌گاه، از سر فروتنی و در عین حال شجاعت عارفانه، رو به حضرت حق می‌کند و می‌پرسد: «گر نیم لایق چه باشد گر دمی / ناسزایی را بپرسی در غمی؟»

این نه صرفاً یک التماس، که بیان یک اصل بنیادین عرفانی است. من، این وجود خاکی، این ناسزا، چه استحقاقی داشتم که تو لطف بی‌منتهای خود را بر من گشودی؟ این همان تم دیرین و ریشه‌دار مثنوی است که خلقت و عنایت الهی هرگز منوط به استحقاق ما نبوده است. ما، در عدم، هیچ حقی بر هستی نداشتیم، اما او دریای کرمش را بر عدم گشود. این بیت، در دل آن غوغا و بی‌قراری، همین حقیقت را فریاد می‌زند: ای معشوق، حتی اگر لایق مهر و توجه تو نیستم، چه می‌شود اگر برای یک لحظه هم که شده، از حال این «ناسزا» که در غم و هجران توست، بپرسی؟ این پرسش، نه برای کسب استحقاق، که برای گشودن دریچه‌ای به سوی کرم بی‌منتهای اوست، چرا که کرم با عدل متفاوت است؛ عدل به اندازه استحقاق می‌دهد، اما کرم بی‌حساب می‌بخشد.

مولانا در اینجا، به روشنی، بی‌قراری خود را در هجران معشوق، و همزمان، امید به لطف بی‌قید و شرط الهی را به تصویر می‌کشد. این ناله، ناله‌ای از سر ناامیدی نیست، بلکه نالهٔ اشتیاق بی‌کرانی است که می‌داند در آن سوی هجران، وصال و کرم بی‌بدیل منتظر است. او می‌خواهد به ما بگوید که جدایی، راه است، نه پایان راه؛ و در این راه، حتی نالایق‌ترین هم می‌تواند با امید به کرم یار، رخت به سرای وصال کشد.

نکات کلیدی

  • بیت، از زبان خود مولاناست که در قالب مرغ اسیر، با معشوق سخن می‌گوید.
  • محتوای بیت، درخواست توجه و پرسش از حال از سوی معشوق، با وجود نالایقی عاشق است.
  • این بیت بر اصل بنیادین عرفانی «کرم بی‌منتهای الهی» تأکید دارد، که لطف حق منوط به استحقاق بنده نیست.
  • پرسش عاشق، نه برای کسب شایستگی، بلکه برای گشودن دریچه‌ای به سوی لطف بی‌شرط معشوق است.
  • نالهٔ مولانا از سر بی‌قراری و هجران است، اما این ناله نشانه‌ای از امید به وصال و کرم بی‌بدیل الهی است.

Sources: d6-s12 · 02:57:57 d6-s13 · 04:23:59

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.