Lesen Buch 6 Der Vogel schreibt seine Gefangenschaft in der Falle der Tat, List und Täuschung des Asketen zu, und die Antwort des Asketen an den Vogel Vers 578

M6:578 — او ندارد خواب و خور چون آفتاب / روحها را می‌کند بی‌خورد و خواب

او ندارد خواب و خور چون آفتابروحها را می‌کند بی‌خورد و خواب
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:578

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: او همچون خورشید، نه خوابی دارد و نه خوری؛ روح‌ها را هم از خوراک و خواب بی‌نیاز می‌کند. معنا: این بیت اشاره دارد به ذات بی‌نیاز و مطلق معشوق الهی که خود از هرگونه نیاز جسمانی و حیوانی مبراست و با قدرت مطلق خویش، روح‌های عاشقان را نیز به چنان بی‌تابی و شور و جذبه‌ای می‌رساند که از خور و خواب معمول دنیا بی‌نیاز شوند.

شرح

این بیت در میان ابیاتی جای گرفته است که مولانا از عظمت و بی‌نیازی معشوق ازلی سخن می‌گوید. بی‌شک او معشوق را با همان هیبت و اقتدارِ «شیر نر خون‌خواره‌ای» که پیشتر توصیف کرده بود، به تصویر می‌کشد؛ تصویری که بازتابی از اندیشهٔ اشعری است که قدرت الهی را بر هر وصف دیگری، از جمله عدل و کرم، برتری می‌نهد. این معشوق محتشم، نه تنها قدرتمند و کریم است، بلکه کاملاً بی‌نیاز و خودبسنده است؛ و این معنا را مولانا با تمثیل «آفتاب» بیان می‌کند.

خورشید، سرچشمهٔ نور و گرما و زندگی است، اما خود از هیچ منبعی تغذیه نمی‌کند و نیازی به خور و خواب ندارد. کارش تنها تابیدن و بخشیدن است. این خودبسندگی و بی‌نیازیِ بخشنده را در قرآن نیز می‌یابیم که می‌فرماید: «يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ»؛ او می‌خوراند و خود خورده نمی‌شود. این مضمون قرآنی، جان کلام این بیت مولاناست: خداوند بی‌نیاز مطلق است.

اما این بی‌نیازی معشوق چه اثری بر روح‌های عاشقان می‌گذارد؟ مولانا می‌گوید که این معشوق، روح‌ها را «بی‌خورد و خواب» می‌کند. این نه به معنای محرومیت یا آزار، بلکه به معنای آن است که روح‌ها را چنان در جذبه و بی‌تابی عشق خویش غرق می‌کند که از نیازهای جسمانی و حیوانی فراتر می‌روند. این همان «دیوانگی عاشقانه» یا «عشق خوش‌سودا»ست که مولانا بارها از آن سخن گفته است؛ سودایی شیرین که ویرانگر عقل دوراندیش و ریشه‌های وابستگی‌های دنیوی است، اما به روح طراوت و سبکی می‌بخشد. روح دیگر به خواب سنگین غفلت فرو نمی‌رود و از خوراک‌های مادی که او را از معشوق دور می‌دارد، سیر می‌شود.

این بی‌خوابی و بی‌خوری، روحی را پدید می‌آورد که آمادهٔ پذیرش دعوت بعدی معشوق است، که در بیت پسین می‌آید: «که بیا من باش یا هم‌خوی من / تا ببینی در تجلی روی من». در حقیقت، معشوق با بی‌خورد و خواب کردن روح‌ها، آن‌ها را هم‌خوی خویش می‌کند. این بی‌تابی و خروج از عادت‌ها، نه راهِ فرار از معشوق است، بلکه یگانه راهی است برای نزدیک شدن به او، برای هم‌رنگ و هم‌سرشت شدن با او و در نهایت، دیدن جمال او در تجلیاتش. این وضعیت، تجلیِ قدرتِ بی‌منتهای الهی است که اراده می‌کند روح‌های مشتاق را از خود تهی کند تا پر از خویش گرداند؛ و این خود اوج عنایت و محبت است.

نکات کلیدی

  • معشوق ازلی، چونان خورشید، از هر خور و خوابی بی‌نیاز و خودبسنده است؛ کارش تنها بخشیدن است.
  • این ذات بی‌نیاز الهی، روح‌های عاشقان را نیز به بی‌تابی و بی‌خوابی می‌کشاند، نه به قصد محرومیت، بلکه برای فراغت از بند نیازهای جسمانی.
  • بی‌خوابی و بی‌خوریِ روح، حالتی از «دیوانگی عاشقانه» است که عقل دوراندیش را ویران کرده و روح را سبکبار می‌کند.
  • این بی‌نیازی از خور و خواب، آماده‌سازی روح برای هم‌خویی با معشوق و قابلیت دیدن تجلیات اوست.
  • مضمون قرآنی «يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ» (او می‌خوراند و خود خورده نمی‌شود) ریشهٔ این تصویر از قدرت و بی‌نیازی الهی است.
  • این تحول، تجلی قدرت مطلق الهی است که روح را از خود تهی می‌کند تا از خود او پر شود.

Sources: d6-s13 · 25:31:27 d6-s13 · 28:30:00 d6-s13 · 30:55:48 d6-s13 · 33:14:14 d6-s13 · 38:00:00 d6-s12 · 03:05:00 d6-s93 · 31:55:00

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.