Lesen Buch 6 Die Bitte des berauschten türkischen Emirs an den Sänger zur Morgenstunde und die Interpretation des Hadith: »Allah der Erhabene hat einen Wein für seine Freunde bereitet; wenn sie ihn trinken, werden sie trunken, und wenn sie trunken sind, werden sie gut.« bis zum Ende des Hadith. Wein brodelt im Krug der Geheimnisse, damit jeder, der rein ist, davon trinkt. Allah der Erhabene sagte: »Wahrlich, die Frommen trinken.« Dieser Wein, den du trinkst, ist verboten. Wir trinken nur erlaubten Wein. »Bemüh dich, dass du aus dem Nichts zum Sein kommst und vom Wein Gottes trunken wirst.« Vers 649

M6:649 — اشتراک لفظ دایم ره‌زنست / اشتراک گبر و مؤمن در تنست

اشتراک لفظ دایم ره‌زنستاشتراک گبر و مؤمن در تنست
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:649

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: هم‌لفظی پیوسته راهزن است؛ همچون اشتراک گبر و مؤمن که تنها در جسم است. معنا: این بیت هشدار می‌دهد که شباهت ظاهری کلمات یا انسان‌ها، می‌تواند به اشتباه و گمراهی بینجامد، زیرا ظاهر مشترک میان مؤمن و گبر (کافر) حقیقت درونی آنان را بیان نمی‌کند.

شرح

مولانا در اینجا به یکی از ریشه‌های اساسی خطاهای فکری و گمراهی‌های معنوی اشاره می‌کند: اشتراک لفظ. من معتقدم که این نکته از مبانی معرفتی مثنوی است. چه بسیار جدال‌ها و سوءتفاهم‌ها که نه بر سر اختلاف در معنا، که بر سر اشتراک لفظ میان دو حقیقت متفاوت درمی‌گیرد. زبان، این ابزار شگفت‌انگیز فهم، می‌تواند خود به «رهزن» تبدیل شود؛ یعنی به جای هدایت ما به مقصد، ما را از راه بزند و به کژراهه بکشاند. این همان چیزی است که فیلسوفان قدیم ما از آن به «مغالطه اشتراک لفظ» یاد می‌کردند و حکیمان یونان از آن بسیار بر حذر می‌داشتند.

من یک مثال ساده می‌زنم تا عمق این سخن روشن شود: اگر کسی به شما بگوید «این تار چقدر است؟» و منظورش سیم آلت موسیقی باشد، اما شما آن را به معنای تاری و تیرگی بینایی بگیرید، اشتراک لفظ در اینجا شما را به خطا انداخته است. این اتفاق در مفاهیم عمیق‌تر، مانند «سکولاریسم» که معانی مختلف و گاه متناقضی دارد، به مراتب پیچیده‌تر و خطرناک‌تر است؛ زیرا طرفین گفت‌وگو را در «ظلمت» نگه می‌دارد و جدال‌های بیهوده می‌آفریند.

اکنون مولانا این اصل را به حوزهٔ شناخت انسان تعمیم می‌دهد: «اشتراک گبر و مؤمن در تن است». این جمله‌ای پرمعناست. در نگاه نخست، مؤمن و گبر (که مولانا نمادی از کافر و حق‌ناپذیر می‌گیرد) در جسم و ظاهر هیچ تفاوتی با هم ندارند. هر دو از گوشت و پوست‌اند، هر دو می‌خندند و می‌گریند، می‌خوابند و بیدار می‌شوند. این جسم مشترک، این «تن»، حکم لفظی مشترک را دارد. اما آنجاست که رهزنی آغاز می‌شود؛ اگر به این لفظ مشترک بسنده کنیم، از معنای حقیقی غافل می‌مانیم. تفاوت اصلی و تعیین‌کننده در جان و باطن آن‌هاست، که هرگز با چشم تن دیده نمی‌شود.

مولانا این تمایز را با یک تمثیل دلنشین ادامه می‌دهد: «جسم‌ها چون کوزه‌های بسته‌سر / تا که در هر کوزه چه بود آن نگر». بدن‌های ما همچون کوزه‌هایی هستند که سرشان بسته است. اگر تنها به شکل کوزه نگاه کنیم، همه یکسان به نظر می‌رسند. اما تفاوت اصلی در مظروف، یعنی محتوای درون کوزه است. «کوزهٔ آن تن پر از آب حیات / کوزهٔ این تن پر از زهر ممات». یکی آب حیات دارد، دیگری زهر مرگ. پس «گر به مظروفش نظر داری، شهید / ور به ظرفش بنگری، تو گمرهی». اگر به محتوا بنگری، به مقصد می‌رسی؛ اما اگر به ظرف بسنده کنی، گمراه می‌شوی.

اینجاست که مولانا از «دیده‌ی تن» و «دیده‌ی جان» سخن می‌گوید. دیده‌ی تن، همیشه تن‌بین است؛ زیبایی ظاهری را می‌بیند، فریفته می‌شود، اما از روح و باطن غافل می‌ماند. اما دیده‌ی جان، از این ظواهر عبور می‌کند و جان پرفن (پرحیله یا پرهنر و کمال) را می‌بیند. تنها با این دیده‌ی جان است که می‌توان حقیقت را از ظاهر، معنا را از لفظ، و مؤمن را از گبر تمییز داد. این آموزه نه تنها در شناخت انسان‌ها که در فهم کلام خداوند و حتی مثنوی نیز جاری است، زیرا مثنوی نیز همانند قرآن، هادی برخی و مضل برخی دیگر است؛ همه چیز به دیده‌ی جانِ خواننده بستگی دارد.

نکات کلیدی

  • شباهت ظاهری کلمات یا انسان‌ها، منبع اصلی خطا و گمراهی فکری و معنوی است.
  • ظواهر و قالب‌های جسمانی می‌توانند عمیقاً فریبنده باشند و حقیقت را پنهان کنند.
  • تشخیص واقعی، نیازمند عبور از «لفظ» (ظاهر) به «معنا» (باطن) است.
  • آنچه تعیین‌کننده است، کیفیت جان و باطن انسان است، نه اشتراکات جسمانی.
  • برای درک حقیقت، باید با «دیدهٔ جان» نگریست، نه «دیدهٔ تن».

Sources: d6-s15 · 00:30:26 d6-s15 · 00:31:00 d6-s15 · 00:32:00 d6-s15 · 00:32:40 d6-s15 · 00:33:30 d6-s15 · 00:34:00 d6-s15 · 00:37:07

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.