Lesen Buch 6 Siddiq (möge Allah mit ihm zufrieden sein) erzählt erneut die Begebenheit Bilals (möge Allah mit ihm zufrieden sein) und die Ungerechtigkeit der Juden gegen ihn und sein Rufen »Ahad, Ahad«, und wie der Hass der Juden zunahm, und er erzählt diese Geschichte dem Propheten ﷺ und berät über seinen Kauf. Vers 960

M6:960 — در ده جغدان فضولی می‌کنی / فتنه و تشویش در می‌افکنی

در ده جغدان فضولی می‌کنیفتنه و تشویش در می‌افکنی
✦ Diesen Beyt auf Deutsch rendern

M6:960

❋ ❋ ❋

شرحِ سروش — aus seinen aufgezeichneten Masnawi-Vorlesungen

عبدالکریم سروش از درس‌گفتارهای مثنوی ↗

این متن بر پایهٔ سخنرانی‌های ضبط‌شدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.

ترجمه و معنا

ترجمه به فارسی روان: در جمع جغدان [که در ویرانهٔ خود آسوده‌اند] فضولی می‌کنی، و فتنه و تشویش [در خیال آسودهٔ ما] می‌افکنی.

معنا: این بیت از زبان جغدان، یعنی اهل غفلت و دنیاپرستان، به باز، نماد عارفان و پیامبران، می‌گوید که با افشای حقایقِ غیبی و یادآوری جهانی برتر، آرامش و آسودگی ما را برهم می‌زنی و در زندگی‌مان آشوب می‌اندازی.

شرح

این بیت، از زبان جغدان به باز، نمادِ حقیقت‌جویان و پیامبران است. مثنوی، جهان را صحنهٔ تقابل میان «باز» و «جغد» می‌بیند. باز، پرنده‌ای شاهانه است که با شهریار و کاخ و شکارگاه اُنس دارد؛ اما جغد، ساکن ویرانه‌هاست و به ویرانهٔ خود خو گرفته است. باز در اینجا نمادِ «اولیای خداوند» است و جغدان، «عموم مردم عادی و غافلان» که به زندگی دنیوی و حقایقِ سطحی قانع‌اند.

مولانا به‌صراحت می‌فرماید که جغدان بر باز «ستم» می‌کنند و جرم باز این است که «باز است و بس». جرم او جز خوبی و اصالتش نیست، همان‌گونه که جرم یوسف، زیبایی او بود. گناه باز در نگاه جغدان، این است که به آنان «آن دیار» و «قصر و ساعد آن شهریار» را یادآوری می‌کند. باز از کاخ‌ها و باغ‌های شهریار سخن می‌گوید، در حالی که جغدان ویرانهٔ خود را بهترینِ جای‌ها می‌پندارند؛ این یادآوری، آرامش آن‌ها را بر هم می‌زند و «مسکن ما را که شد رشک اثیر، تو خرابه خوانی و نام حقیر؟»

این بیت، بازتابی عمیق از تجربهٔ پیامبران و عارفان در مواجهه با توده‌های مردم است. کسانی که با ادیان الهی مخالفت می‌کنند، اغلب به این دلیل است که پیام این ادیان، زندگی نرم و آسودهٔ آن‌ها را مختل می‌کند. همان‌طور که در داستان قوم صبا در دفتر سوم مثنوی آمده است، پیامبران نزد آنان رفتند و مردم به ایشان گفتند: «ما به لهو و لغو فربه گشته‌ایم.» آن‌ها به تفریح و سرگرمی خود مشغول بودند و نمی‌خواستند کسی مرگ، جهان پس از مرگ، و حقیقتِ بالاتر را برایشان مطرح کند. آنان می‌خواستند «سرمان را بگذاریم پایین و خوش‌گذرانی کنیم» و همین جهان را «بهترین جای ممکن بپنداریم.» اما پیامبران با آوردنِ سخن از آن سوی جهان، «مرغ مرگ‌اندیش»شان کردند و خیال آن‌ها را مشوش ساختند. از همین رو، باز که می‌آید و از «دیار دیگر» سخن می‌گوید، جغدان احساس «فضولی» و «فتنه و تشویش» می‌کنند، زیرا آرامش کاذبشان به هم می‌ریزد.

نکتهٔ دیگر در این بیت، اتهامی است که جغدان به باز می‌زنند: «شید آوردی که تا جغدان ما / مر تو را سازند شاه و پیشوا.» آنان سخنِ باز از حقیقت را نوعی مکر و حیله (شید) می‌پندارند که قصدش ریاست‌طلبی و حاکمیت بر آن‌هاست. این اتهام که حقیقت‌گویان به نام دین، هوای سلطنت و اقتدار دارند، اتهامی کهن است و در طول تاریخ همواره بر اولیا و پیامبران وارد شده است. اما مولانا بی‌ترید تأکید می‌کند که باز هیچ قصد و غرضی جز پرواز و بازگشت به اصل خود ندارد و تنها جرمش، باز بودن و یادآوری حقیقت است.

نکات کلیدی

  • جغدان نمادِ کسانی‌اند که به غفلت و دنیای حقیر خو گرفته‌اند و از هر ندایی که آرامش کاذبشان را بر هم زند، بیزارند.
  • جرمِ باز (نماد عارفان و پیامبران) فقط یادآوری حقیقت و جهانِ برتر است که این یادآوری، برای اهل غفلت، فضولی و ایجاد تشویش محسوب می‌شود.
  • مقابله با حقیقت‌جویان اغلب ریشه در میل انسان به حفظ وضع موجود و فرار از بیدار شدن دارد.
  • اتهامِ ریاست‌طلبی، ابزاری است که اهل غفلت برای نفی پیام پیامبران و عارفان به کار می‌برند.
  • جهان از منظر مولانا صحنهٔ تقابل دائمی میان آسودگانِ ویرانه و رهروانِ کاخ‌های معنوی است.

Sources: d6-s21 · 00:15:10 d6-s21 · 00:16:59 d6-s21 · 00:20:20

به زبانِ تو — Deine Sprache · AI

Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited

Your conversation stays on this device unless you share it.

What readers asked

No questions shared yet — yours could be the first.