Diwan-i Schams Ghasel 1002 Beyt 12 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۰۰۲

  1. جمله یکایک به کف او سپرد گفت که نار تو ز نورم رهید

G1002:12

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 چونک کمند تو دلم را کشید·یوسفم از چاه به صحرا دوید
  2. 2 آنک چو یوسف به چهم درفکند·باز به فریادم هم او رسید
  3. 3 چون رسن لطف در این چه فکند·چنبره دل گل و نسرین دمید
  4. 4 قیصر از آن قصر به چه میل کرد·چه چو بهشتی شد و قصر مشید
  5. 5 گفتم ای چه چه شد آن ظلمتت·گفت که خورشید به من بنگرید
  6. 6 هر که فسردست کنون گرم شد·جمره عشقت بگدازد جلید
  7. 7 قیصر رومست که بر زنگ زد·اوست که ترسابچه خواندش فرید
  8. 8 پرتو دل بود که زد بر سعیر·پر شد و بشکافت که هل من مزید
  9. 9 دوزخ گفتش که مرا جان ببخش·تا بخورم هرک ز یزدان برید
  10. 10 برگذر از آتش ای بحر لطف·ور نه بمردم تبشم بفسرید
  11. 11 گفت که ای آتش قوم مرا·زود به من ده که خداشان گزید
  12. 12 جمله یکایک به کف او سپرد·گفت که نار تو ز نورم رهید
  13. 13 تافت ز تبریز رخ شمس دین·شمس بود نور جهان را کلید

ganjoor: sh1002 · public domain