Diwan-i Schams› Ghasel 1077› Beyt 1 weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۰۷۷
- از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
G1077:1
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار·چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
- 2 دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید·مهر او از دیده برزد تا روان شد جویبار
- 3 هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر·رسته بود از خار هستی جسته بود از ذوالفقار
- 4 هر درخت و هر گیاهی در چمن رقصان شده·لیک اندر چشم عامه بسته بود و برقرار
- 5 ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما·تا که بیخود گشت باغ و دست بر هم زد چنار
- 6 رو چو آتش می چو آتش عشق آتش هر سه خوش·جان ز آتشهای درهم پرفغان این الفرار
- 7 در جهان وحدت حق این عدد را گنج نیست·وین عدد هست از ضرورت در جهان پنج و چار
- 8 صد هزاران سیب شیرین بشمری در دست خویش·گر یکی خواهی که گردد جمله را در هم فشار
- 9 صد هزاران دانه انگور از حجاب پوست شد·چون نماند پوست ماند بادههای شهریار
- 10 بیشمار حرفها این نطق در دل بین که چیست·ساده رنگی نیست شکلی آمده از اصل کار
- 11 شمس تبریزی نشسته شاهوار و پیش او·شعر من صفها زده چون بندگان اختیار
ganjoor: sh1077 · public domain