Diwan-i Schams› Ghasel 1166› Beyt 7 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۱۶۶
- خیره در آن آب بماندهست سنگ کوش بغلطاند در سیل بار
G1166:7
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 چند از این راه نو روزگار·پرده آن یار قدیمی بیار
- 2 آتش فرعون بکش ز آب بحر·مفرش نمرود به آتش سپار
- 3 چرخ فلک را به خدایی مگیر·انجم و مه را مشناس اختیار
- 4 شمس و شموسی که سرآخر شدهست·چون خر لنگست در آن مستدار
- 5 باد چو راکع شد و خود را شناخت·نیست در آخر چو خسان بیمدار
- 6 چشم در آن باد نهادهست خس·کاو کشدش جانب هر دشت و غار
- 7 خیره در آن آب بماندهست سنگ·کوش بغلطاند در سیل بار
- 8 گر بد و نیکیم، تو از ما مگیر·ما همه چنگیم و دل ما چو تار
- 9 گاه یکی نغمهی تَر مینواز·گاه ز تر بگذر و رو خشک آر
- 10 گر ننوازی دل این چنگ را·بس بود اینش که نهی برکنار
- 11 نور علی نور چو بنوازیش·باده خوش و خاصه به فصل بهار
- 12 در کف عشقست مهار همه·اشتر مستیم در این زیر بار
- 13 گاه چو شیری متمثل شود·تا برمد خلق از او چون شکار
- 14 گاه چو آبی متشکل شود·خلق رود تشنه بدو جانسپار
ganjoor: sh1166 · public domain