Diwan-i Schams Ghasel 126 Beyt 12 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۲۶

  1. جان خوردی تن چو قازغانی بر آتش نه تو قازغان را

G126:12

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 گستاخ مکن تو ناکسان را·در چشم میار این خسان را
  2. 2 درزی دزدی چو یافت فرصت·کم آرد جامه رسان را
  3. 3 ایشان را دار حلقه بر در·هم نیز نیند لایق آن را
  4. 4 پیشت به فسوس و سخره آیند·از طمع مپوش این عیان را
  5. 5 ایشان چو ز خویش پرغمانند·چون دور کنند ز تو غمان را ؟
  6. 6 جز خلوت عشق نیست درمان·رنج باریک اندهان را
  7. 7 یا دیدن دوست یا هوایش·دیگر چه کند کسی جهان را
  8. 8 تا دیدن دوست در خیالش·می‌دار تو در سجود جان را
  9. 9 پیشش چو چراغپایه می‌ایست·چون فرصت‌هاست مر مهان را
  10. 10 وامانده از این زمانه باشی·کی بینی اصل این زمان را
  11. 11 چون گشت گذار از مکان چشم·زو بیند جان آن مکان را
  12. 12 جان خوردی تن چو قازغانی·بر آتش نه تو قازغان را
  13. 13 تا جوش ببینی ز اندرونت·زان پس نخری تو داستان را
  14. 14 نظاره نقد حال خویشی·نظاره درونست راستان را
  15. 15 این حال بدایت طریقست·با گم شدگان دهم نشان را
  16. 16 چون صد منزل از این گذشتند·این چون گویم مر آن کسان را
  17. 17 مقصود از این بگو و رستی·یعنی که چراغ آسمان را
  18. 18 مخدومم شمس حق و دین را·کاو هست پناه انس و جان را
  19. 19 تبریز از او چو آسمان شد·دل گم مکناد نردبان را

ganjoor: sh126 · public domain