Diwan-i Schams› Ghasel 1274› Beyt 4 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۲۷۴
- رستم میدان فکر پیش عروسان بکر هیچ بود در وصال وقت تماشا ترش
G1274:4
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 خواجه چرا کردهای روی تو بر ما تُرُش·زین شکرستان برو! هست کس این جا تُرُش
- 2 در شکرستانِ دل قند بود هم خجل·تو ز کجا آمدی ابرو و سیما تُرُش ؟
- 3 بر فلک آن طوطیان جمله شکر میخورند·گر نپری بر فلک منگر بالا ترش
- 4 رستم میدان فکر پیش عروسان بکر·هیچ بود در وصال وقت تماشا ترش
- 5 هر کی خورد می صبوح، روز بود شیرگیر·هر کی خورد دوغ هست امشب و فردا ترش
- 6 مؤمن و ایمان و دین ذوق و حلاوت بود·تو به کجا دیدهای طبله حلوا ترش ؟
- 7 این ترشیها همه پیش تو زان جمع شد·جنس رود سوی جنس ترش رود با ترش
- 8 والله هر میوهای کاو نپزد ز آفتاب·گرچه بود نیشکر نبود الا ترش
- 9 سوزش خورشید عشق صبر بوَد صبر کن·روز دو سه صبر بِهْ مذهب تو با ترش
- 10 هر کی ترش بینیاش دانک ز آتش گریخت·غوره که در سایه ماند هست سر و پا ترش
- 11 دعوه دل کردهای وعده وفا کن مباش·در صف دعوی چو شیر وقت تقاضا ترش
- 12 بنگر در مصطفی چونک ترش شد دمی·کرده عتابش عبس خواند مر او را ترش
- 13 خامش و تهمت منه خواجه ترش نیست لیک·گه گه قاصد کند مردم دانا ترش
- 14 او چو شکر بوده است دل ز شکر پُر ولیک·در ادب کودکان باشد لالا ترش
ganjoor: sh1274 · public domain