Diwan-i Schams› Ghasel 1650› Beyt 8 ← zurück · weiter →
Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۶۵۰
- همچو دزدان ز عسس من همه شب در بیمم همچو خورشیدپرستان به سحر بر بامم
G1650:8
Deine Sprache
Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Kommentar zu diesem Beyt
Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:
Die ganze Ghasel ↗
- 1 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم·پخته و خام تو را گر نپذیرم خامم
- 2 عاشق هدیه نیم عاشق آن دست توام·سنقر دانه نیم ایبک بند دامم
- 3 از تغار تو اگر خون رسدم همچو سگان·گر من آن را قدح خاص ندانم عامم
- 4 غنچه و خار تو را دایه شوم همچو زمین·تا سمعنا و اطعنا کنی ای جان نامم
- 5 ملخ حکم تو تا مزرعهام را بچرید·گر نگردم تلف تو علف ایامم
- 6 ساقی صبر بیا رطل گرانم درده·تا چو ریگش به یکی بار فروآشامم
- 7 گوییم شپشپی و چون پشه بیآرامی·چون دلارام نیابم به چه چیز آرامم
- 8 همچو دزدان ز عسس من همه شب در بیمم·همچو خورشیدپرستان به سحر بر بامم
- 9 مهر غیر تو بود در دل من مهر ضلال·شکر غیر تو بود در سر من سرسامم
- 10 به زبان گر نکنم یاد شکرخانه تو·کام و ناکام بود لذت آن در کامم
- 11 خبر رشک تو می آرد اشک تر من·نه به تقلید بل از دیده دهد پیغامم
ganjoor: sh1650 · public domain