Diwan-i Schams Ghasel 169 Beyt 10 ← zurück · weiter →

Diwan-i Schams · غزل شمارهٔ ۱۶۹

  1. چشم بد دور از آن رو که چو بربود دلی هیچ سودش نکند چاره و لا حول و لا

G169:10

Deine Sprache

Noch keine Wiedergabe in Ihrer Sprache — sie wird für die ganze Ghasel auf einmal erstellt:

Kommentar zu diesem Beyt

Noch nicht verfasst — eine genaue Lektüre dieses Beyts im Kontext seiner Ghasel:

Die ganze Ghasel ↗

  1. 1 رو ترش کن که همه روترشانند این جا·کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا
  2. 2 لنگ رو چونک در این کوی همه لنگانند·لته بر پای بپیچ و کژ و مژ کن سر و پا
  3. 3 زعفران بر رخ خود مال اگر مه رویی·روی خوب ار بنمایی بخوری زخم قفا
  4. 4 آینه زیر بغل زن چو ببینی زشتی·ور نه بدنام کنی آینه را ای مولا
  5. 5 تا که هشیاری و با خویش مدارا می‌کن·چونک سرمست شدی هر چه که بادا بادا
  6. 6 ساغری چند بخور از کف ساقی وصال·چونک بر کار شدی برجه و در رقص درآ
  7. 7 گرد آن نقطه چو پرگار همی‌زن چرخی·این چنین چرخ فریضه‌ست چنین دایره را
  8. 8 بازگو آنچ بگفتی که فراموشم شد·سلم الله علیک ای مه و مه پاره ما
  9. 9 سلم الله علیک ای همه ایام تو خوش·سلم الله علیک ای دم یحیی الموتی
  10. 10 چشم بد دور از آن رو که چو بربود دلی·هیچ سودش نکند چاره و لا حول و لا
  11. 11 ما به دریوزه حسن تو ز دور آمده‌ایم·ماه را از رخ پرنور بود جود و سخا
  12. 12 ماه بشنود دعای من و کف‌ها برداشت·پیش ماه تو و می‌گفت مرا نیز مها
  13. 13 مه و خورشید و فلک‌ها و معانی و عقول·سوی ما محتشمانند و به سوی تو گدا
  14. 14 غیرتت لب بگزید و به دلم گفت خموش·دل من تن زد و بنشست و بیفکند لوا

ganjoor: sh169 · public domain